منجي موعود در عقايد اقوام ملل جهان


با بررسي افكار و عقايد ملل جهان مانند:مصر باستان،هند،يونان و ايران و نگاهي به افسانه هاي ديگر اقوام مختلف اين حقيقت به خوبي نمايان است كه همه در انتظار مصلح موعود به سر برده اند.

ايرانيان باستان معتقد بودند كه:«گزراسپه»قهرمان تاريخي آنان زنده است و در كابل خوابيده و صد هزار فرشته از او نگهباني مي كنند تا روزي كه بيدار شود و قيام كند و جهان را اصلاح نمايد. گروهي ديگر از ايرانيان مي پنداشتند كه«كيخسرو»پس از استوار ساختن شالودۀ فرمانروايي ديهيم پادشاهي را به فرزند خود داد و به كوهستان رفته و در آنجا آرميده است تا روزي كه ظاهر شود و اهريمن را از گيتي برهاند.

يهوديان معتقدند كه:در آخرالزمان«ماشيح»ظهور مي كند و تا ابدالاباد در جهان حكومت مي كند.

زرتشتيان اعتقاد دارند كه:«سوشيانس»دين را در جهان رواج مي دهد،فقر و تنگدستي را ريشه كن مي سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و هم گفتار و هم كردار مي كند.

مجوسي ها:به زنده بودن و بازگشت«هوشيدر»اعتقاد راسخ دارند.

مسيحيان نيز معتقدند كه:«مسيح»در آخرالزمان دوباره ظهور خواهد كرد.

برهمائيان:از دير زماني به اين معتقدند كه در آخرالزمان«وشينو»ظهور مي نمايد و بر اسب سفيد سوار مي شود و شمشير آتشين در دست گرفته و خلاف كاران را خواهد كشت و تمام مردم دنيا«برهمن»مي شوند به اين سعادت مي رسند.

ملل و اقوام مختلف هند:براساس كتاب هاي مقدس خود در انتظار مصلحي هستند كه ظهور خواهد كرد و حكومت واحد جهاني را تشكيل خواهد داد.

نصرانيان حبشي:چشم به راه پادشاه خود«تئودور»موعود هستند.

چيني ها معتقدند كه:«كريشنا»ظهور كرده و جهان را نجات مي دهد.

بودايي ها:منتظر بازگشت«بودا»هستند.

اقوام آمريكاي مركزي اعتقاد دارند كه:«كوتزكلوتل»نجات بخش جهان،پس از بروز حوادثي در جهان پيروز خواهد شد.

اقوام اروپاي مركزي:در انتظار ظهور«بوحض» مي باشند.

نژاد ژرمن معتقد است كه:يك نفر فاتح از طوايف آنان قيام مي نمايد و ژرمن ها را بر دنيا حاكم مي كند.

نژاد اسلاو نيز معتقدند:از مشرق زمين يك نفر بر مي خيزد و تمام قبايل اسلاو را متحد مي سازد و آنها را بر دنيا مسلط مي كند.

اهالي صربستان:انتظار ظهور«ماركو كرالويچ»را داشته اند.

يونانيان معتقدند كه:«كالويبرگ»نجات دهندۀ بزرگ، ظهور خواهد كرد و جهان را نجات خواهد داد.

اسپانيايي ها:منتظر منجي بزرگ خود«رودريك»هستند.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۸/۲۶


یهودیان و بشارت به منجی موعود در تورات و زبور


 در کتاب تورات حضرت موسی (ع) و کتاب زبور حضرت داود (ع) از کتب آسمانی عهد عتیق که هم اکنون در دست اهل کتاب و مورد قبول آنهاست، بشارت زیادی درباره­ی ظهور مصلح آخرالزمان آمده است. در کتاب «اشعیای نبی» فصل 11، بندهای 1-10 آمده است: و نهالی از تنه­ی یسی[1] بیرون آمده، شاخه­ای از ریشه­هایش خواهد شکفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت... مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین، به راستی حکم خواهد نمود... کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت... گرگ با بره سکونت خواهد نمود و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر با هم، و طفل کوچکی آنها را خواهد راند... در تمامی کوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند کرد، زیرا که جهان از معرفت خداوند پرخواهد شد.

در کتاب «جعی نبی» فصل 2، بندهای 6-9 آمده:

یهوه صبایوت چنین می­گوید: یک دفعه­ی دیگر آسمانها و زمین و دریا و خشکی را متزلزل خواهم ساخت و تمامی امتها را متزلزل خواهم ساخت و فضیلت جمع امتها خواهد آمد ... این خانه را از جلال خود پرخواهم ساخت.

در کتاب «دانیال نبی» فصل 12، بندهای 1-12 آمده است:

... امیر عظیمی که برای پسران قوم تو ایستاده­ای قائم است، خواهد برخاست ... بسیاری از آنان که در خاک خوابیده­اند بیدار خواهند شد...

در بخش سفر پیدایش تورات چنین آمده:

عصای قدرت و سلطنت از یهود دور نخواهد شد ... تا «شیلو» بیاید و او را اطاعت امت خواهد بود.

در کتاب «حبقوق نبی» فصل 2، بندهای 3-5 آمده است:

اگرچه تأخیر نماید، برایش منتظر باش، زیرا که البته خواهد آمد و درنگ نخواهد نمود ... بلکه جمیع امتها را نزد خود جمع می­کند و تمامی قومها را برای خویشتن فراهم می­آورد.

در کتاب «صفنیای نبی» فصل 3، بندهای 8 و 9 آمده:

خداوند می­گوید برای من منتظر باشید زیرا قصه­ی من بر این است که امتها را جمع نمایم و ممالک را فراهم آورم و در آن زمان پاک، به امتها باز خواهم داد تا جمیع ایشان اسم یهوه (خدا) را بخوانند و به یک دل او را عبادت نمایند...

در 35 بخش از مزامیر 150 گانه کتاب زبور حضرت داود (ع)، اشاره­ای به ظهور مبارک منجی موعود و نویدهایی از پیروزی صالحان بر شریران و تشکیل حکومت واحد جهانی و تبدیل ادیان و مذاهب مختلف به یک دین محکم و آیین جاوید، موجود است.

مزبور 72، بندهای 2 و 4  و 7 و 8:

... و او قوم تو را به عدالت داوری خواهد نمود و مساکین تو را انصاف، و فرزندان فقیر را نجات خواهد داد و ظالمان را زبون خواهد ساخت. در زمان او صالحان خواهند شکفت و وفور سلامتی خواهد بود و حکمرانی خواهد کرد از دریا تا دریا و از نهر تا اقصای جهان.

مزبور 72، بندهای 11-13:

جمیع سلاطین او را تعظیم خواهند کرد و جمیع امتها او را بندگی خواهند نمود. زیرا چون مسکین استغاثه کند، او را رهایی بخشد و جانهای مسکین را نجات خواهد داد. مزبور 72، بندهای 17 و 19:

... اسم او تا ابد بماند، اسمش چون آفتاب باقی بماند، در او مردمان برکت خواهند یافت و تمامی قبایل او را خجسته خواهند گفت، و نام مجید او تا ابد مبارک باد و تمامی زمین از جلالش پر شود.



[1] - بنا به نوشته کتاب «قاموس مقدس» صفحه 951، «یسی» به معنی «قوی» از نامهای پدر حضرت داود (ع) است.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۸/۲۶


مسیحیان و بشارت به منجی موعود در اناجیل چهارگانه


در جای جای کتابهای اناجیل چهارگانه (انجیل متی، انجیل لوقا، انجیل مرقس و انجیل یوحنا) بشارات مختلفی پیرامون منجی موعود و خصوصیاتش آمده است، به خصوص بخش مکاشفه­ی یوحنا که تصویری از آینده و وقایع آخرالزمان را ارائه می­دهد که هم اکنون سرلوحه­ی برنامه­ریزی­های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ... برخی کشورهای مسیحی شده است.

حضرت مسیح (ع) در آخرین روزهای زندگی خویش، به یاران و شاگردان خود توصیه­ها و سفارشهای بسیاری درباره­ی بازگشت خود به زمین نموده و آنان را در انتظار گذارده و امر به بیداری و آمادگی نموده است.

انجیل لوقا، فصل 12، بندهای 35-36:

کمرهای خود را بسته، چراغهای خود را افروخته بدارید و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می­کشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند، تا هر وقت آید و در را بکوبد، بی درنگ برای او باز کنند. پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمی­برید، پسر انسان می­آید.

انجیل متی، فصل 24، بندهای 27 و 30 و 35-36 و 45:

هم چنان که برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می­شود، پسر انسان نیز چنین خواهد بود...، آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه زنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوت و جلال عظیم می­آید...

مکاشفه یوحنا، فصل 12، بندهای 1-5

و علامتی عظیم در آسمان ظاهر شد، زنی که آفتاب را دربردارد، ماه زیر پاهایش و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است و آبستن بوده، از درد ناله و از عذاب زاییدن فریاد برمی­آورد... پس پسر فرینه را زایید که همه امتهای زمین را به عصای آهنین حکمرانی خواهد کرد و فرزندش به نزد خدا و تخت او ربوده شد....

کتاب اعمال رسولان، فصل 1، بندهای 9-11

... همین عیسی که از نزد شما به آسمان بالا برده شد، بازخواهد آمد، به همان طوری که او را به سوی آسمان روانه دیدید.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۸/۲۶


اعتقاد مسلمين دربارۀ امام زمان (شیعه و سنی)


مسلمين از نظر كلي بر دو گروهند،شيعه و سني؛ يكي از اعتقادات شيعه اين است كه خداوند متعال براي پيامبر اسلام حضرت محمد بن عبدالله« صلوات الله و سلام عليه» دوازده جانشين معين فرموده كه اولشان حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)و آخرشان حضرت مهدي «صلوات الله سلام عليهم اجمعين» مي باشند.

حضرت مهدي(عج)سال 255 هجري در شهر سامرا از پدرش حضرت امام حسن عسكري(ع)و از مادر خود جناب نرجس به دنيا آمد و تا كنون در قيد حيات است در سال تأليف اين كتاب كه سال 1417 قمري نوشته شده (1161) سال از عمر مبارك آن حضرت مي گذرد. ولي از انظار غايب مي باشد و پس از غيبت طولاني ظاهر خواهد شد و ظلم و ستم به وسيلۀ حضرتش ريشه كن مي گردد،گروهي از اهل سنت نيز به ظهور حضرت مهدي(عج)اعتقاد دارند و در همين رابطه كتابها نوشته اند.

و حقير بعضي از احاديث اهل سنت را در كتاب سيماي امام زمان(عج)نوشته ام. و متدينين به اديان آسماني هم معتقدند كه جهان به وسيلۀ يك مصلح الهي اصلاح مي شود. بالأخره امام زمان ما حضرت حجه بن الحسن المهدي از انظار غايب است و هيچكس از جايگاه و مقر و منزلش نشاني ندارد ووقت ظهورش را نيز كسي  نمي داند و اين از علوم خاصه حضرت پروردگار متعال است. حقير كه مطالعۀ مبسوطي در اين رابطه دارم و بيشتر كتابها را خوانده ام به مطالب جالبي دست يافته ام كه جنبۀ پيام دارد لذا در فكر آن شدم كه اگر نتوانم همۀ خبرها و پيامهاي حضرتش را به دست آوردم ولي از باب: (ما لا يُدْرِكَ كُلُّهُ لا يُتْرِكُ كُلَّه) بيشتر آنها را به دست آورده و در يك كتاب مستقلي تدوين نموده و آن را تحت عنوان(پيامهاي امام زمان(«عج»)به طبع رسانده و در دسترس عاشقان حضرتش قرار دهم.

اگر چه در عصر ما رسانه هاي گروهي و بولتون هاي خبري و ماهواره ها به همۀ اخبار جهان دست مي يابند و به گوش جهانيان مي رسانند،ولي وسائل خبرگيري و خبررساني هر چند پيشرفته باشد نمي تواند از امام زمان عليه السلام خبري دريافت نمايند اما توقيعات ونوشته هائي از آن حضرت در عصر غيبت صغري به وسيلۀ نواب اربعه به دست آمده و يا بعضي از علماء و عصر غيبت كبري افتخار تشرف حاصل نمودند و پيامهائي آورده اند كه اينك به بعضي از آنها مي پردازيم.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۸/۲۶


غيبت كبري در پيام امام زمان(عج)


شايان ذكر است كه امام زمان دوباره از انظار پنهان گشت كه آن را غيبت مي نامند. غيبت اول بعد از وفات حضرت امام حسن عسكري(ع)كه در سن پنج سالگي بود و مدت غيبت آن حضرت 69 سال طول كشيد كه اين را غيبت صغري(كوتاه مدت)ناميده اند ودر طول اين 69 سال نواب اربعه(چهار نايب)يكي بعد از ديگري بين مردم و آن حضرت واسطه بودند. 1-عثمان بن سعيد 2-محمد بن عثمان3-حسين بن روح4-علي بن محمد سمري. سپس غيبت كبري آغاز شد اينك پيامي از آن حضرت در رابطه با غيبت كبري نقل مي شود كه مخاطب علي بن محمد سمري است ولي براي آگاهي مسلمين جهان مي باشد.

متن پيام:فَقَدْ وَقَعَتِ الْغَيْبهُ التّامََّهِ،فَلا ظُهورَ اِلا بَعْدَ اِذْنِ اللهِ تَعالي ذِكْرُهُ وَ ذلِكَ بَعْدَ طولِ الاَمَدِ وَ قِسْوَه الْقُلوبِ وَ اِمْتِلاءِ الاََْرضِ جَوراً.

غيبت كبري آغاز شد و ظهور وابسته به اذن و اجازۀ خداوند متعال است و اين هم بعد از طولاني شدن زمان و قساوت قلبها و پر شدن زمين از ظلم و جور و ستم خواهد بود.

از سال 329 هـ.ق به بعد دوران ديگري از حيات امام عصر- عليه السلام- آغاز مي شود كه از آن تعبير به «غيبت كبري» مي‌كنيم. اين دوران همچنان ادامه دارد تا روزي كه به خواست خدا ابرهاي غيبت به كناري رود و جهان از خورشيد فروزان ولايت بهره‌مند شود.

اما در مورد وجه تقسيم بندي اين دو دوران بايد گفت كه در دوران غيبت صغري حضرت ولي عصر- عجل الله تعالي فرجه- از طريق كساني كه به آن‌ها «نواب خاص» اطلاق مي‌شود با مردم در ارتباط بودند و از طريق نامه‌هايي كه به «توقيع» مشهور است پرسشهاي شيعيان را پاسخ مي‌گفتند، اما در دوران غيبت كبري اين نوع ارتباط قطع شده و مردم براي دريافت پاسخ پرسشهاي ديني خود تنها مي‌توانند به «نواب عام» امام عصر كه همان فقهاي وارسته هستند، مراجعه كرد.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۸/۲۶


نایب اول: عثمان بن سعید عمری


نائب اول امام زمان (عج) از طایفة بنی اسد بوده نامش عثمان و پدرش سعید بود و به جدش جعفر عمری منسوب گردید. البته جماعتی از شیعه گفته­اند که حضرت امام حسن عسگری (ع) فرمودند در یک شخص دو نام عثمان و ابوعمرو جمع نمی­شود لذا دستور دادند که او را عمری بخوانند. لقب عسگری نیز برای او ذکر گردیده زیرا در محلة عسکر شهر سامراء یعنی محله­ای که پادگان نظامی متوکل عباسی در آن قرار داشت، می­زیست. عثمان بن سعید را سمّان یا زیّات (روغن فروش) نیز می­گفتند، چون که برای مخفی داشتن امر سفارت، روغن فروشی می­کرد و امانت شیعیان را مخفیانه در ظرفهای روغن نزد حضرت مهدی (عج) می­برد. کنیة او ابوعمرو است. او از یازده سالگی در محضر امام هادی (ع) به کسب فقه و حدیث و تعالیم مسائل اسلامی مشغول بود و میان شیعیان به امانت و عدالت معروف گردید. عثمان پس از شهادت حضرت امام هادی (ع) جزء اصحاب امام حسن عسکری (ع) قرار گرفت. و بعد از شهادت حضرت امام حسن عسکری (ع) از سوی حضرت مهدی (عج) به نیابت خاص منصوب گشت. او در طول حیات خویش با هشت تن از حاکمان عباسی یعنی معتصم راثق، متوکل، منتصر، مستغین، معتز، مهتدی و معتمد معاصر بود. در کتاب سفینه البحار محدث قمی آمده است که  حضرت امام حسن عسکری (ع) تصریح فرمودند که بعد از درگذشت آن حضرت، عثمان بن سعید وکیل و واسطة بین شیعیان و حضرت امام زمان (ع) قرار گیرد و هرکس حاجت و مقصودی دارد به وسیلة ایشان از حضرت مهدی بخواهد. زمانی که هنگام وفات حضرت امام حسن عسکری (ع) فرا رسید به ثمان بن سعید دستور داد که جمع کثیری از شیعیان را جمع کرده تا به حضور آن حضرت بیایند سپس به آنها فرمود: بعد از من فرزندم صاحب الامر خلیفه خواهد بود و عثمان بن سعید نیز وکیل و سفیر بین امام زمان (عج) و شیعیان می­باشد. ابوعلی احمدبن اسحاق نقل کرده است که از امام دهم پرسیدم در کارهایم به چه کسی مراجعه کنم و معارف دینم را از چه کسی فرا بگیرم، حضرت پاسخ داد: عمری مورد اعتماد من و ثقه است، آنچه از من به تو می­رسد درست است و از جانب من است. پس از شهادت امام حسن عسکری (ع) عثمان بن سعید مراسم تغسیل، تکفین و تدفین را عهده­دار شد و بعد از آن، از سامراء به بغداد رفت و در منطقه کرخ مسکن گزید و پایان عمر در همانجا امور نیابت را سرپرستی کرد. وفات او را در سال 265 هجری قمری ذکر کرده­اند.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۸/۲۶


نایب دوم: محمد بن عثمان


محمد فرزند عثمان بن سعید، بعد از وفات پدرش دومین نایب حضرت مهدی (عج) بود. سال ولادت او دقیقاً معلوم نیست و به احتمال زیاد بین سالهای 230 تا 240 هجری قمری بدنیا آمده است. محمدبن عثمان زیر نظر پدر بزرگوارش پرورش یافت. پدری فقیه، عالم و دلسوز که عشق و محبت و عترت طاهرین در سراسر وجودش موج می­زد و فرزند را از کودکی با چنین محبت سرشاری به ستارگان پرفروغ امامت و ولایت بزرگ نمود. محمد با کنیة ابوجعفر مشهور گشت و شاید فرزندی به نام جعفر داشته که در کوچکی از دنیا رفته است. در کتابها از او بیشتر به نام ابوجعفر محمدبن عثمان عمری یاد شده است. ولی گاهی به ابوجعفر کرخی (به خاطر اینکه در منطقة شیعه نشین کرخ در بغداد می­زیست) نام برده شده است و گاهی نیز به ابوجعفر عمری یا سمّان و زیّات یعنی به همان القابی که پدرش شهرت داشت، یاد می­گردد. ابوجعفر محمدبن عثمان دوران کودکی را در عصر امامت دهمین پیشوای راستین گذراند و پدرش که ارتباط صمیمی با امام داشت، فرزند را از همان نوجوانی با معارف اهل بیت آشنا ساخت. او در سوم رجب سال 254 هجری قمری در غم فراق امام دهم فرو رفت و ناظر خاکسپاری مظلومانة آن امام در خانه­اش در شهر سامرا بود. ابوجعفر محمدبن عثمان، صداقت، امامت و پایداری در اظهار محبت و علاقه­اش را به خاندان عصمت به اثبات رساند و چنان مورد توجه امام حسن عسکری (ع) قرار گرفت که آن حضرت وکالت او را امضاء نمود و به مقام سفارت حضرت مهدی (عج) منصوب کرد و خطاب به شیعیانش فرمود: گواه باشید بر اینکه عثمان بن سعید عمری وکیل من است و فرزندش محمد، وکیل فرزند من، مهدی (عج) شماست. محمدبن عثمان پس از وفات پدرش تا پایان عمر در منصب خطیر نیابت، ایفای وظیفه می­کرد و تنها او واسطة فیض عترت پیامبر (ص) بود و محمدثین و فقهاء از گوشه و کنار با او رابطه داشتند و سؤال یا خواسته­شان را با او در میان می­گذاشتند. اموال و حقوق شرعی به دست او می­رسید و از آن سو نامه­های حضرت مهدی (عج) که حاوی پاسخ مشکلات علمی و راهنمائیهای لازم به شیعیان و محدثان بود، توسط او به صاحبانش می­رسید. بر طبق بعضی از قرائن و شواهد تاریخی می­توان چنین گفت که او در بغداد متولد شد و اوایل زندگیش را در همان شهر گذراند، مدتی را نیز در سامرا بسر برد که به احتمال زیاد در دوران امامت امام حسن عسکری (ع) بوده است و حتی پس از شهادت یازدهمین امام، معلوم نیست در سامرا مانده باشد. از این رو بیشترین عمر شریف وی بخصوص در زمان سفارت و اوایل زندگی در بغداد سپری گردیده است. از فرزندانش تنها به نام یک فرزند اشاره شده است و آن هم ام کلثوم است که در عصر خویش، بانوی پاکدامن و از راویان حدیث بود از پدر ارجمندش و دیگر محدثان، حدیث نقل کرده است. همین طور از نوادگان ابونصر هبه الله بن احمد معروف به ابن برنیه است که از محدثان بشمار می­آید و از جدّش ام کلثوم و دیگر محدثان روایت نقل کرده است. محمدبن عثمان، آن طور که یکی از یارانش به نام ابوعلی محمد بن همام نقل کرده، قبل از رحلتش در میان جمعی از اساتید سرشناس شیعی گفت: اگر حادثه­ای برای من اتفاق افتاد و از دنیا رفتم، امور نیابت و سفارت با ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی است و من مأمور شدم که او را جانشین خود قرار دهم، شما پس از من به او مراجعه کنید و اعتماد نمائید. محمدبن عثمان سرانجام پس از عمری تلاش صادقانه و انجام مسئولیت مقام نیابت در سال 304 یا 305 هجری قمری درگذشت و بدن مقدسش را شیعیان و دوستدارانش تشییع کردند و در محلة مسکونی­اش در شهر بغداد به خاک سپردند. در سال 1349 هجری قمری بارگاه وی تجدید بنا گردید و اشعاری از شاعران شیعی در ستایش او زینت بخش سردر آرامگاهش گردید.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۸/۲۶


نایب سوم: حسین بن روح نوبختی


سومین نایب خاص، حسین بن روح نوبختی است که در میان شیعیان بغداد از اشتهار خاصی برخوردار بود و یکی از افراد مورد اعتماد محمدبن عثمان عمری بشمار می­رفت. مرحوم اقبال آشتیانی دربارة او می­نویسد: بعد از ابوسهل اسماعیل بن علی، مشهورترین افراد خاندان نوبختی، ابوالقاسم حسین بن روح است که عمدة اشتهار وی به واسطة مقام دینی بزرگی است که در میان شیعة امامیه داشت و از نواب خاص امام مهدی (عج) محسوب می­شود. تاریخ تولد او در کتب تاریخی مشخص نشده است و همین مقدار روشن است که در زمان حیات محمدبن عثمان یکی از کارگزاران وی بوده است و در سالهای 305 تا 336 به عنوان نایب امام زمان (عج) واسطة بین امام و شیعیان بوده است. محمدبن عثمان او را حلقة اتصال بین خود و وکلای دیگرش در بغداد قرار داده بود و از طرفی در دربار عباسی در زمان حیات محمدبن عثمان هم نفوذ قابل توجهی داشت و کمکهای مالی از ناحیة برخی مقامات دولتی به ایشان می­رسید. حسین بن روح بر طبق گواهی مورخین و محدثین، خردمندترین شخص زمان خویش بوده است. او بر اوضاع سیاسی و اجتماعی زمانه­اش شناخت کلی داشت و بر طبق مقتضای زمان خود عمل می­کرد و یکی از روشهای او در معاشرت با مخالفین تقیه بود که به وسیلة آن قلوب بیشتر مخالفین، خود را به طرف خویش جذب می­نمود. محمدبن عثمان از دو سه سال قبل از وفات خود، با ارجاع بعضی از شیعیان به حسین بن روح که اموالی از سهم امام را پیش او می­بردند، زمینه را برای نیابت وی از طرف امام زمان (عج) هموار می­ساخت. رویات چندی وجود دارد که دلالت می­کند حسین بن روح نوبختی از اهل قم و وابسته به شاخه بنونوبخت مقیم قم بوده است و در عین حال در زمان نخستین سفیر به بغداد مهاجرت کرده است و در بغداد تحت سرپرستی محمدبن علی بلال رشد کرد. او بعدها به وکالت نایب دوم درآمد و با وجود جوانی، بسیار تیزهوش و شایسته عمل می­کرد و محمدبن عثمان او را مسئول محافظت از اموال نمود. فعالیتهای حسین بن روح در وکالت، وی را قادر ساخت تا با مقامات بالای شیعی در دستگاه عباسی به ویژه بستگان خود یعنی بنونوبخت و بنوفرات در تماس باشد. او از سال نیابت خود (جمادی الاخر سال 306 هجری قمری) تا اوان وزارت حامدبن عباس (ربیع الاخر سال 311 هجری قمری) با احترام کامل در بغداد می زیست و منزلش محل رفت و آمد امراء و اعیان و وزرای معزول بود و تا هنگامی که آل فرات بر سر کار بودند، کسی مزاحم او و یارانش نمی­شد، ولی بعد از اینکه خاندان فرات به دست حامدبن عباس و طرفدارانش از کار افتادند، بین حامد و حسین بن روح نیز وقایع سختی واقع شد و در سال 312 هجری قمری حسین بن روح به زندان افتاد و پس از 5 سال حبس در محرم سال 317 هجری قمری نجات یافت او از بعد از خلاصی دوباره در بغداد مانند سابق به ادارة امور شیعه مشغول گردید و امامیه اموالی را که بر عهده داشتند به او می­رساندند. مدت نیابت او بیست و یک سال طول کشید. دربارة وفات وی به سال 326 هجری قمری هیچ گونه اختلافی وجود ندارد و قبر او نیز در بغداد واقع است.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۸/۲۶


نایب چهارم: علی بن محمد سمری (ره)


نام: علی

لقب: سمری (صیمری) هم گفته­اند[1]

کنیه: ابوالحسن[2]

نام پدر: محمد[3]

مدت نیابت: 3 سال (329-326)[4]

تاریخ وفات: 15 شعبان 329 هجری قمری[5]

محل دفن: بغداد[6]

چهارمین و آخرین نایب از نواب خاص امام زمان (عج)، علی بن محمد ملقب به سمری یا صیمری است. کنیه­اش ابوالحسن است و نیابت او از طرف امام زمان (عج) به وصیت ابوالقاسم حسین بن روح صورت گرفت که به مدت سه سال ادامه یافت و بعد از خود به دیگری وصیت نکرد و اتمام دوران نیابت خاصه را اعلام نمود. سمری از خاندانی متدین و شیعه بود و بسیاری از اعضاء این خاندان مانند حسن (فرزند اسماعیل بن صالح) و محمد (فرزند علی بن زیاد) در بصره املاک زیادی داشتند که نیمی از درآمد این املاک را وقف امام یازدهم (ع) کرده بودند و امام هر ساله درآمد آنان را دریافت می­کرد و با آنان مکاتبه داشت.[7]

 دربارة فضایل سمری آورده­اند که احمدبن ابراهیم مخلد از ابوالحسن صالح بن شعیب می­گوید: در بغداد حضور جمعی از مشایخ رسیدم و در جمع آنان محمد سمری بدون مقدمه گفت: خدا رحمت کند علی بن حسین بابویه قمی را (پدر شیخ صدوق) مشایخ حاضر در جلسه تاریخ روز را نوشتند، تا آنکه خبررسید علی بن بابویه در همان روز وفات یافته است.[8]

او سرانجام در شعبان سال 329 هجری قمری درگذشت و جنازه­­اش در شمال روستای براثا در سمت غربی بغداد دفن گردید. وفات او در سال موسوم به تناثر نجوم واقع شد یعنی سال فرو ریختن ستاره­ها، زیرا در آن سال اکثر علما و محدثین اخبار به دیار باقی شتافتند که از جمله ایشان ثقه الاسلام محمدبن یعقوب کلینی صاحب کتاب اصول کافی است.



[1] - پژوهشی پیرامون زندگانی نواب خاص امام زمان، تألیف علی غفارزاده، ص 303.

[2] - سیمای پیشوایان در آینه تاریخ، تألیف مهدی پیشوایی، ص 200.

[3] - منتهی الامال، تألیف حاج شیخ عباس قمی، ج2، ص 1147.

[4] - تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم (عج)، تحقیق دکتر جاسم حسین، ترجمه دکتر سید محمد تقی آیت الهی، ص 210

[5] - الغیبه، شیخ طوسی، ص 257.

[6] - راهنمای عتبات مقدسه و اماکن باستانی عراق، تحقیق حیدر شجاعی، ص 20.

[7] - تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم (عج)، ص 108.

[8] - الغیبه، شیخ طوسی، ص 257.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۸/۲۶


اشاره اي به برخي از توقيعات امام زمان(عج)


توقيع به نامه هاي حضرت حجت(عج)گفته مي شود: كه توسط چهار تن نايبان خاص ايشان در زمان غيبت صغري به دست شيعيان مي رسيد. توقيعات آن حضرت عبارت است از دست خط مبارك ايشان كه خطاب به جمعي از شيعيان وكلا يا مواليان اختصاص مي يافت كه به اختصار به چند مورد از اين توقيعات اشاره مي شود:

1-   توقيع بر تحريم ذكر اسم آن حضرت،كه فرمودند: در محافل بنشينيد و ذكر مرا به ميان آوريد اما اسمي از من نبريد و اين از نظر تقيه بود چون بني عباس براي نابودي آن حضرت به خاندان علوي و سادات فاطمه حمله مي كردند و آزارشان مي دادند و لذا چنين توقيعي صادر شد.

2-   توقيع در باب تكذيب ذكر وقت ظهور امام؛تا هيچكس نتواند مدعي مهدويت شود و خود را نايب حضرت مهدي(عج)معرفي كند لذا از اين توقيع صادر شد:

وَ اَمَّا ظُهُورُ الْفَرَجِ،فَاَِّنهُ اِلي الله وَ كَذِبَ الْوَقاتُونَ يعني:و اما ظهور فرج، بسته به ارادۀ خداست و آنان كه وقت تعيين مي كنند دروغ مي گويند.

3-   توقيع در باب راويان حديث؛كه مي فرمايند:

وَ اَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَهُ فَارْجِعُوا فيها اِلي رُواهِ حَديثِنا،فَاِنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيْكُمْ وَ اَنَا حُجَّهُ الله.

يعني: و اما پيش آمدهايي كه در آينده رخ خواهد داد،دربارۀ آنها به راويان حديث ما رجوع كنيد،زيرا آنان حجّت من بر شمايند و من حجت خدايم.

4-   توقيع دربارۀ تكذيب مدعيان دروغين و توقيات ديگر.

1-   توقيع به معناي دستخط فرمانروا.

2-   زندگاني حضرت صاحب الزمان(عج) تأليف حسين عماد زاده،ص259.

تلخيص از كرامات مهدي(عج)گردآورنده واحد تحقيقات مسجد مقدس جمكران.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۸/۲۶