تکالیف امام زمان در مقابل مؤمنان

تكليف ديگر اداي حقوق مؤمنان است كه اداي حقوق آن حضرت به شمار مي رود. اين حقوق بسيار است و اداي آنها از اوجب واجبات است.

از جمله حقوق مؤمن،قضاي حاجات او و اكرام و مواسات با اوست كه در مكتب روايي و اخلاقي از همۀ آنها ياد شده است.

«قال الكاظم عليه السلام:و من قضي حاجه لاحد من اوليائنا فكأنما قضاها لجميعنا.»[1]

امام كاظم عليه السلام مي فرمايند:«هر كس حاجت و خواسته ي يكي از دوستان ما را برآورده مانند آن است كه از آن خواسته و حاجت را براي همه ما برآورده است».

«قال الصادق عليه السلام لمن سأله عن حق المؤمن:سبعون حقا».[2]

امام صادق عليه السلام در جواب كسي كه از آن حضرت در باب حق مؤمن سؤال كرده بود فرمودند:«حق مؤمن هفتاد حق است».

«قال ابوالحسن عليه السلام:من اتاه اخوه المؤمن في حاجه فانما هي رحمه من الله تعالي ساقها اليه،فان قبل ذلك فقد وصله بولايتنا و هو موصول بولايه الله و ان رده عن حاجته و هو يقدر علي قضائها سلط الله عليه شجاعا من ناره ينهشه في قبره الي يوم القيامه،مغفورا له او معذبا فان عذره الطالب كان أسو أحالا.»[3]

حضرت ابوالحسن عليه السلام مي فرمايند:«هر كس برادر مؤمنش براي حاجتي نزد او آيد،رحمتي است از خداوند متعال كه به سوي او پيش فرستاده است؛پس اگر آن را پذيرفت[و در رفع حاجت آن مؤمن كوشش كرد]به ولايت ما پيوند داده است،ولايت ما به ولايت خدا متصل است و اگر حاجت آن مؤمن را نپذيرفت و آن را رد نمود در حالي كه ميتوانست حاجتش را برآورد خداوند  بر او آتش را مسلط مي كند كه او را در قبرش تا روز قيامت مي گذرد حال مي خواهد كه آمرزيده يا معذب باشد(گناه ديگر هم داشته باشد يا خير)و چنان چه خواهندۀ حاجت او را معذور بدارد وضعش بدتر خواهد بود.»

از اين روايت و مثل آنها در مي يابيم كه اداي حقوق مؤمنان و اكرام آنان از بهترين راه هاي تقرب به خداوند متعال و نزديكي به امام زمان عليه السلام است.



[1] مكيان المكارم ج2ص420:مخارج100ص121باب2ح26.

[2] كافيج2ص174باب حق المؤمن علي اخيه ح14

[3] كافي ج2ص196باب قضاءحاجه المؤمن ح13.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۲/۰۳




تکالیف مؤمنان در مقابل امام زمان

تكليف مؤمن دشمني كردن با دشمنان واضي و حال و آينده آن حضرت است كه يكي از مصاديق و معاني دشمني با دشمنان خداست و در فروع دين از آن به تبري ياد مي شود و از علايم صدق و صحت ايمان شخصي به خداست، يك محب واقعي مي تواند حقيقت و صدق محبت خود را تنها از راه دشمني با دشمنان محبوب خويش نشان دهد. دشمنان آن حضرت در انواع و اقسام مختلف و اصناف گوناگوني هستند كه شرح آن در اين مختصر ممكن نيست اما به اجمال بايد گفت: دشمنان او كفار،منافقان،ملحدان،معاندان و نظير آنان هستند. البته تا هنگامي كه بر اعتقاد خود اصرار دارند و از آن بر نمي گردند و نيز تمام اشرار و همه ي افراد فاسق و فاجري كه در فسق و فجور خود اصرار دارند و از آن بر نمي گردند.

همان گونه كه دشمنان امام زمان عليه السلام در دشمني خود داراي درجات و مراتبي هستند دشمني با آنان نيز داراي درجات و مراتبي است كه لازم است اين درجات و مراتب مراعات شود. كمترين حد دشمني با دشمنان امام عليه السلام همان اعراض قلبي و در مرحله ي بعد اعراض عملي به همان اعراض قلبي است؛مانند اعراض از سخن گفتن،معامله،مشاركت،هم نشيني و ... هم چنين لازم است در اين دشمني و اعمال آن شرايط امر به معروف و نهي از منكر با دقت رعايت شده و كوچك ترين كوتاهي صورت نگيرد. از جمله دشمنان امام عليه السلام،ابليس عليه اللعنه است كه مؤمن بايد نهايت دشمني را با او داشته باشد و بهترين شكل دشمني و مؤمن با ابليس و اعوان او همان مخالفت و عدم اطاعت از آنها است؛به عبارت ديگر اطاعت از خدا و دين او و اطاعت از حجت وقت و سلوك در راه او و تهذيب نفس بهترين نوع دشمني با ابليس و اعوان او است.

دشمنان ديگر امام عليه السلام،آثار سوء گمراه كننده و ضاله دشمنان آن حضرت است كه بايد با قدرت با آنها مبارزه كرد. اين آثار مي توانند فرهنگي يا غير آن باشند؛مانند كتب ضاله،مراكز فساد تأسيس و ترويج روش هاي غلط اقتصادي(هم چون ربا)و ديگر آثار كفر و الحاد و عناد كه مؤمن بايد با حفظ شرايط و لوازم و توجه به آن چه مرضي خداوند متعال است با آنان مبارزه نمايد.

امام صادق عليه السلام در توصيف شيعه مي فرمايند:

«لا يحب لنا مبغضا و لا يبعض لنا معدا.»[1]

«دشمن ما را دوست نمي دارد و دوست دار ما را دشمن نمي دارد.»

«قال الباقر عليه السلام:و ابغض مبغض آل محمد و ان كان صواما قواما»[2]

امام باقر عليه السلام مي فرمايند:«با دشمن آل محمد دشمني كن اگر چه روزه بسيار بگيرد و نماز بسيار بگذارد».

«قال الصادق عليه السلام: و الله ما جعل الله لاحد خيره في التباع غيرنا و ان من وافقنا خالف عدونا و من وافق عدونا في قول او عمل فليس منا و لا نحن منهم».[3]

 

 

 


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۲/۰۳




استفاده از القاب و كنيۀ آن حضرت:

ديگر از تكاليف مردم در قبال آن حضرت رعايت ادب نسبت به آن بزرگوار هنگام ذكر و ياد ايشان است. مؤمن بايد آن حضرت را تنها با القاب شريف و مبارك ايشان نظير حجّت،قائم،مهدي،صاحب الامر،صاحب الزمان و مانند آنها و يا با كنيۀ او نظير اباصالح و مانند آن خطاب و ياد نمايند. هم چنين مؤمن بايد هنگام خواندن و نوشتن اسامي مقدس آن حضرت،تعظيم را مراعات نموده و اسامي ايشان را با احترام و تعظيم بيان دارد و به عنوان مثال،از عناوين و عباراتي همچون(حضرت)يا(مولا)ابتداي نام آن حضرت و از سلام ها،درودها و دعاهايي همچون عليه السلام،سلام الله عليه،عليه الصّلاه والسلام،ارواحنا له الفداء،عجل الله تعالي فرجه الشريف پس از نام ايشان استفاده كند. رسول خدا(ص)مي فرمايند:(هر كس در كتابي بر من درود بفرستد مادامي كه اسم من در آن كتاب است ملائكه پيوسته براي او طلب مغفرت مي نمايند.)

بايد در خاطر سپرد كه تعظيم آن حضرت و ديگر ائمه اطهار(ع)به نوشتن«ص» كنايه از صلي الله عليه و آله و سلم يا«ع»كنايه از عليه السلام يا«عج»كنايه از عجل الله تعالي فرجه الشريف و مانند آن به دست نمي آيد و بايد از اينگونه رموز پرهيز كرد. مؤلفين و مصنفيني را مي بينيم كه رشته كلام را طول داده و از اطالۀ كلام و اضافه گويي پرهيز نمي نمايند و همچنين خطباء و سخنوراني را مي بينيم كه از اضافه گويي و پرگويي پرهيز ندادند اما همين كه به تعظيم و تكريم يا دائمه هدي(ع)مي رسند يا اصلاً آن را رعايت نمي نمايند يا از رمز استفاده  مي كنند،و به جاي صلي الله عليه و آله و سلم مي نويسند(ص)يا صلي الله به شكل ناقص و دم بريده و به جاي عليه السلام و عجل الله تعالي فرجه الشريف از رموزي چون(ع)و(عج)استفاده نموده و يا به طور ناقص آنها را ياد مي نمايند. و به جاي رضوان الله تعالي عليه يارحمه الله عليه از رمز(ر ض)و(ر ه)استفاده مي كنند در حالي كه استفاده از اين رمزها نه تنها رعايت ادب نيست بلكه خود نوعي بي ادبي به حساب مي آيد. ديگر از شرايط ادب در برابر آن حضرت آن است كه نام و اسامي آن بزرگوار بدون طهارت لمس نگردند و جايي بيان نشوند كه مورد وهن و سبكي قرار مي گيرند آنچه به عنوان رعايت ادب بيان شد،شمه اي از بسيار است كه نزد اهل بصيرت روشن است و آنچه بيان شد،در حق باقي معصومين(ع)نيز صادق است.

 


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۲/۰۳




دعاي تعجيل فرج در پيام امام زمان(عج)

دعا يك امر اجتناب ناپذير است به اين معني مسلمانان يا  غير مسلمان هنگام شدائد در درون خود يك قدرتي را حس مي كند كه آن قدرت مي تواند مشكل و يا مشكلاتش را حل كند. اما مردم از نظر دعا كردن بر چند گروهند:1- گروهي اعتقاد به دعا ندارند. 2- افرادي اعتقاد دارند ولي فقط هنگام برخورد با مشكلات دعا مي كنند. مثلاً وقتي كه دانستند گرفتار بيماري  صعب العلاج و يا لاعلاج شدند دست به دعا برميدارند و وقتي نجات يافتند ديگر با خدا سروكاري ندارند چنانچه در قرآن مجيد آمده:

«فَإذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُاللهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمّا نَجَهُمْ اِلَي الْبَرِّ اِذا هُمْ يُشْرِكُونَ»[1]

زماني كه در كشتي مي نشينند خدا را با اخلاص مي خوانند ولي وقتي كه نجات يافتند و به ساحل رسيدند باز به حالت شرك بر مي گردند و يا در آيۀ ديگر مي خوانيم:

«وَ اِذا مَسَّ الُْانْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ اَوْ قاعِداً اَوْ قائِماً فَلَمّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا اِلي ضُرٌّ مَسَّهُ كَذلِكَ زُيِّنَ لِْلمُسْرِفينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ.»[2]

وقتي كه به انسان آسيبي مي رسد از هر جهت ما را مي خواند(خوابيده، نشسته و ايستاده)اما زماني كه آسيب و ناراحتي از وي برطرف كرديم،مي رود مثل آنكه اصلاً دربارۀ گرفتاريش با ما تماس نگرفته است.

1-           افرادي كه پيوسته در دعا هستند و دعا را سلاح و اسلحۀ خود مي دانند و به دعا عشق مي­ورزند، اينگونه افراد شايسته ستايشند و خداوند متعال هم وعدۀ استجابت دعا داده آنجائي كه مي فرمايد:

«اُدْعُوني اَسْتَجِبْ لَكُمْ»دعا كنيد تا مستجاب كنم.

چون چنين است:لذا حضرت ولي عصر(عج)مي فرمايد:براي تعجيل فرج بسيار دعا كنيد،زيرا همين دعاي شما موجب گشايش كارهاي شماست.

شايان ذكر است كه فرج گرچه به معناي گشايش مي باشد ولي از بيان حضرت ولي عصر(عج)اينگونه استفاده مي كنيم:براي ظهور امام زمان بسيار دعا كنيد كه همين دعاها موجب ظهور حضرت خواهد شد.

 



[1] سورۀ عنكبوت:آيۀ65.

[2] سورۀ روم:آيۀ12.

3. سوره روح آیه 33


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۲/۰۳




کرامات حضرت

شفاي پسر بچۀ مبتلا به بيماري قلبي

پسر بچه اي مي گويد:

من ناراحتي قلبي مادرزادي داشتم، در تهران به پزشكان زيادي براي مداوا مراجعه كردم از جمله دكتر طباطبائي و ايشان اظهار داشتند قلب من بايد عمل شود و تا سن 6 سالگي نرسد،عمل نمي شود و اگر هم عمل شود 50% احتمال خوب شدن دارد.

يكي از اقوام ما هر چهارشنبه از تهران مردم را با هيئت و كاروان به مسجد جمكران مي آورد. آن روز پدر من هم درمأموريت  و سفر بود و به بيرجند مسافرت كرده بود. اين برادر راننده مرا با هيئت به مسجد جمكران آورد. من قادر به راه رفتن نبودم. لذا مرا بغل كرد و داخل مسجد برد و نشاني محل خود را به من گفت و رفت. من در مسجد دراز كشيدم. قدري دعا و تضرّع و توسل به خداوند نمودم و در اثر خستگي خوابم برد. در خواب امام  زمان(عج) را ديدم كه نزديك من آمدند و گفتند:«بلند شويد،شفا يافتيد»و سپس به سر و سينه ام دستي كشيدند و باز فرمودند:«بلند شويد».

از خواب بيدار شدم و احساس كردم كه حالم خوب است. من كه اصلاً قادر به راه رفتن نبودم دويدم كه محل راننده را پيدا كنم همينكه او را ديدم خود را در بغلش انداختم.[1] 

 

 

 



[1] عين-زاءاز تهران،خيابان خاوران


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۲/۰۳




شفاي سرطاني

مادر مي گويد:مدتي پيش غدۀ سرطاني زير شكم پسرم كه در مكانيكي كار مي كرد به وجود آمد،بعد ازمراجعه به كميته ي امداد و معرفي به پزشكان تهران با پيشنهاد دكتر غده را برداشتند و شيمي درماني كردند و بعد نتيجه اي عايد نشد و هميشه پسرم در ناراحتي به سر مي برد. شبي در منزل خود كه در بلوچستان است توسل به آقا امام زمان(عج)پيدا كردم و شفاي پسرم را از آقا خواستم.

در همين حال ديدم آقائي با عمامه و ريش سفيدي كه نور از صورت آن بزرگوارآشكار بود و نورش به كليۀ چراغها غالب بود به منزل ما وارد شدند آب خواستند وضو گرفتند و دو ركعت نماز خواندند سپس دست بر زمين زدند و دو عدد ريگ برداشتند،قدري مالش دادند به صورت دو عدد جواهر و در،درآمد. نظري بر سعيد انداخته و فرمودند:انشاءالله خوب مي شود،عصائي در دست داشتند ناگهان تشريف بردند و اثري از ايشان نديدم.

سعيد را به جمكران بردم. مشغول نماز و دعا و توسل به آقا امام زمان(عج)بوديم كه ناگهان سعيد متوجه نوري شد كه به طرف او مي آيد. لحظه اي نور وي را احاطه مي كند و او را در برمي گيرد و بعد از آن ماجرا سلامتي كامل خود را به دست آورد. [1]

 



[1] - سعید از پلوچستان. 13 جمادی الاولی 1414. شب شهادت حضرت زهرا (ع)

 

 


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۲/۰۳


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۲/۰۳


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۲/۰۳


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۲/۰۳




 

نزول حضرت عيسي(ع)براي ياري امام عصر(عج)

اينك چه زيباست كه به فرمايش سرور كائنات گوش دهيم:حضرت رسول خدا(ص)فرمود:قسم به آنكه مرا به راستي به پيغمبري فرستاد!اگر نماند از دنيا مگر يك روز،خدا آن روز را طولاني مي كند تا در آن روز فرزندم خروج كند،فرزندم مهدي،و روح الله عيسي بن مريم فرود آيد و پشت سر او نماز گذارد. و همين شاه ولايت اسدالله الغالب حضرت اميرالمؤمنين(ع)فرمود(حضرت مهدي(عج)او(دجّال)را مي كشد. يعني خداوند در شام در عقبه افيق به دست كسي كه مسيح عيسي بن مريم در پشت سر او نماز مي خواند. و همين گونه است فرمايش عزيز دل زهراي اطهر و سبط اكبر پيامبر(ص)حضرت امام حسن مجتبي(ع)كه مي­فرمايد از ما نيست احدي مگر آنكه در گردن او بيعت از طاغيه زمان او واقع ميشود،مگر قائمي كه روح الله عيسي(ع)در پشت سر خلف او نماز مي گذارد.

از اين احاديث شريف عظمت و بزرگواري امام خود را مي يابيم. امامي كه خداوند متعال دوستي او را به جميع خلق حتي پيامبران الهي واجب نموده است. امامي كه به وسيلۀ او اعمال بندگان و مؤمنين اصلاح مي گذرد.

امامي كه خلق جهان به بركت وجود او روزي مي خورند. امامي كه رحمت واسعه پروردگار است. امامي كه اگر او از ما راضي باشد،خداوند از ما راضي مي شود.

آري،پيامبر اولوالعزم الهي حضرت عيسي(ع)افتخار مي كند كه پشت سر او بايستد و نماز بگذارد.پس شخصيتي كه پيامبران الهي انتظار مقدم او را دارند و افتخار مي كنند و آرزوي ظهور او را دارند. ما مردم بايد چگونه به انتظار او بنشينيم بايد توجه كنيم كه در انتظار چه بزرگواري هستيم.

حضرت رسول خدا(ص)در مورد حضرت مهدي(عج)فرمود:آن حضرت،با اصحاب خود در بيت المقدس مشغول نماز صبح است كه عيسي بن مريم فرود مي آيد. پس حضرت برمي گردد تا عيسي پيش افتد و در نماز امام مردم باشد. در اين هنگام عيسي دو دست خود را بر كتف آن جناب مي گذارد و به او مي گويد:مقدم شو!

در حديثي ديگر آن جناب(ع) فرمود:پس ملتفت مي شود مهدي(عج)كه عيسي بن مريم نازل شده،گويا از مويش آب مي چكد.مهدي به او مي فرمايد:مقدم شو براي مردم نماز بخوان!عيسي مي گويد:نمازبراي تو برپا شده!پس عيسي پشت سر مردي از فرزندان من نماز مي خواند و چون نماز خواند،مي نشيند و عيسي در مقام با او بيعت مي كند. و حضرتش فرمود:مهدي(عج)وعيسي(ع)وقت نماز اجتماع مي نمايند. پس حضرت به عيسي    مي فرمايد:پيش برو!عيسي مي گويد:تو سزاوارتري به نماز!در اين وقت عيسي(ع)به اقتداء در پشت سر آن حضرت نماز مي گذارد.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۸/۰۲/۰۳