از هجر تو طبیعت ما گریه می کند.

چشم تمام آینه ها گریه می کند.

چشم انتظار آمدنت شیر خواره‌ای است.

گهواره‌ای به کرب و بلا گریه می کند.

پای سه ساله‌ای که پر تاول آمده است.

دارد به اشک و دعا گریه می کند.

در علقمه به خاطر تو مشک پاره ...

دارد کنار دست جدا گریه می کند

گودال سرخ روز عطش نعره می کشد.

از روضه های خون خدا گریه می کند.

 

 


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۷/۱۰/۲۶




همه افراد كنجكاو از خود مي پرسند؟

1-آيا سرنوشت آيندۀ بشريت،صلح،عدالت،امنيت وآزادي انسانها از چنگال هرگونه ظلم و ستم تبعيض و استعمار است؟ يا آن گونه كه بعضي پيش بيني مي كنند هرج و مرجها روز افزون،فاصله ها بيشتر،ناهماهنگي ها و   نابسامانيها فراوانتر،و سر انجام يك جنگ اتمي يا فوق اتمي عالمگير،پايه هاي تمدن انساني را ويران خواهد ساخت. اگر انسانهايي بر روي كره زمين باقي بمانند افرادي عقب مانده،بينوا،معلول ودرمانده خواهند بود؟

2-اگر عقيده نخست صحيح است و سر انجام صلح و عدالت است به چه دليل؟

3-اگر بنا هست جهان به سوي «عدل»و«صلح»و«برادري» گام بردارد،آيا اجراي اين اصول بدون انقلاب ممكن است؟

و به تدبير ديگر :آيا «اصلاحات تدريجي»و«رفورمها» توانايي بر دگرگون ساختن چهره ي عمومي جهان با اين همه ناهنجاري ها دارند؟

4-اگر لازم است انقلابي صورت گيرد آيا از طريق قوانين مادي امكان پذير است، بدون استمداد از اصول معنوي و ارزش هاي اصيل انساني ممكن نيست؟

5-باز اگر قبول كنيم چنين انقلابي  انجام گرفتني است،رهبر اين انقلاب چه صفاتي بايد داشته باشد؟

6-آيا اين انقلاب الزاماً به «حكومت واحد جهاني»مي انجامد؟

7-آيا آمادگي هاي خاصي براي چنان حكومتي قبلاً لازم نيست؟

8- آيا آمادگي ها در دنياي كنوني وجود دارد يا نه؟و اگر ندارد آيا در حال حاضر جهان به سوي اين آمادگي ها گام بر مي دارد يا به سوي عكس آن؟

9- آيا اين امور با عقيدۀ  عمومي مذاهب جهان نسبت به ظهور يك مصلح بزرگ آسماني ارتباط دارد؟

10- اعتقاد عمومي مسلمانان به ظهور«مهدي»چگونه است و پيوند آن با اين مسائل سرنوشت ساز چيست؟

11- آيا اعتقاد به چنان ظهوري ما را به اصلاح عمومي جهان از طريق يك انقلاب همه جانبه نزديكتر مي سازد،يا آنچنان كه بعضي مي انديشند دور مي كند؟

12- آيا اين فكر و عقيده ي عمومي مذاهب يك واقعيت عيني است و مولود دلايل منطقي،يا يك تخيل است براي اشباع كاذب تمايلات سر كوفتۀ انسانها در مسير گمشده ي عمومي يعني«صلح»و«عدالت»؟...

 


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۷/۱۰/۲۶




از زبان منجی موعود

در اين بخش برگزيده اي از سخنان حضرت صاحب الزمان«عج» را به جهت تبرك و تمسك بستن ذكر مي نماييم.

1-  زمين هيچ گاه از حجت خداوند،چه آشكارا باشد يا نهان،خالي نمي ماند[1].

2- دل هاي ما (خاندان رسالت) جايگاه مشيت الهي است. پس هر گاه او بخواهد،ما هم مي خواهيم. و خداوند (در اين باره) مي فرمايد: شما نمي خواهيد،مگر اين كه خدا بخواهد.[2]

 3- من موجب آرامش و آسايش(امنيت) اهل زمين هستم،هم چنان كه ستارگان سبب آرامش و آسايش (امنيت)  اهل آسمان هستند.[3]

4- من آخرين جانشين (پيامبر اسلام) هستم. و خداوند به سبب من،بلا را از خاندان و شيعيانم دور مي گرداند.[4]

5- من مهدي هستم ،من قيام كننده ي  زمانم،من آن كسي هستم كه (زمين را) از داد پر مي كند همان طور كه (قبل از آن) از ظلم و ستم پر شده باشد.[5]

6- منم باقيمانده ي خداوند در زمين او،و انتقام گيرنده از دشمنانش.[6]

7- بر هيچ يك از پدرانم (زماني)نگذشته،مگر اين كه بيعتي از طاغوت زمان بر گردن داشته اند. اما وقتي كه من خروج كنم،بيعت هيچ يك از طاغوت ها را بر گردن ندارم.[7]

8- اگر شيعيان ما كه خداوند آن ها را به طاعت و بندگي خويش موفق بدارد، در وفاي به عهد و پيمان الهي اتفاق و اتحاد مي داشتند و آنرا محترم مي شمردند، سعادت ديدار ما براي ايشان به تأخير نمي افتاد و زود تر از اين به سعادت ديدار ما نايل مي شدند.[8]

9- آنچه موجب جدايي ما و دوستانمان گرديده و آنان را از ديدار ما محروم نموده است گناهان و خطاهاي آنان نسبت به احكام الهي است.[9]

10- از راه راست منحرف نشويد و به سمت راست و چپ متمايل نگرديد. هدف و مقصود خود را براساس دوستي و محبت ما قرار دهيد و راه روشن را دنبال كنيد.[10]

11- امر قيام ما با اجازۀ خداوند به طور ناگهاني خواهد شد و ديگر در آن هنگام توبه فايده اي ندارد و سودي  نمي بخشد.[11]

12- براي تعجيل در امر ظهور و فرج ما بسيار دعا كنيد كه فرج شما در همين دعا كردن است.[12]

13- و آن روزي كه خداوند به ما اجازه دهد و منع خود را از ظهور ما بردارد حق در زيباترين لباس ها و روشن ترين نشانه ها به مردم نشان داده خواهد شد و بر همگان آشكار مي گردد.[13]

14- پس سعي كنيد اعمال شما طوري باشد كه شما را به ما نزديك سازد و از گناهاني كه موجبات نارضايتي ما را فراهم نمايد بترسيد و دوري كنيد.[14]

15- در نقطه اي دور و پنهان از ديده ها به سر مي بريم ولي از حوادث و ماجراهايي كه بر شما مي گذرد مطلع هستيم و هيچ چيز بر ما پوشيده نيست،از گناهاني كه بندگان صالح خداوند از آنها دوري مي كردند ولي اكثر شما مرتكب آن شديد نيز با خبريم.[15]

16- همانا ما شما را مهمل و بي سرپرست نگذاشته و مراعاتتان را مي كنيم و به ياد شما هستيم. اگر عنايات و توجهات ما نبود مصايب و حوادث زندگي شما را در بر مي گرفت و دشمنانتان شما را از بين مي برند.[16]

17- هر يك از شما(شيعيان)كه تقوا را سرمايۀ خويش قرار دهد از فتنه هاي گمراه كنندۀ ظلمت خيز در امان خواهد بود  و اگر كسي بر خلاف وظيفه رفتار كرده و از آنچه بايد عمل كند بخل ورزد مسلماً خسران و زيان در جهان نصيبش خواهد شد.[17]

18- هيچ چيز بهتر از نماز،بيني شيطان را به خاك نمي مالد پس نماز بخوان و بيني شيطان را به خاك بمال.[18]

19- سجدۀ شكر از لازم ترين و واجب ترين سنت هاي مستحبي است.[19]

20- از رحمت خداوند به دور است كسي كه نماز مغرب و عشاء رابه عقب بيندازد تا اينكه همه ستارگان آسمان ظاهر و هويدا گردند و ملعون است كسي كه به قدري نماز صبح را به عقب بيندازد كه ستارگان ناپديد شوند.[20]

 



[1] كمال الدين،ج2،ص51

[2] الغيبه شيخ طوسي،ص51-52

[3] كمال الدين،ج2،ص485-منتخب الاثر،ص267.

[4] بحارالانوار،ج52،ص30

[5] بحارالانوار،ج52،ص2 

[6] بحارالانوار،ج52،ص24

[7] كمال الدين،ج2،ص485 

[8] احتجاج طبرسي،ج2،ص498

[9] احتجاج طبرسي،ج2،ص498

[10]  الغيبه شيخ طوسي ص172

[11]  بحارالانوار، ج53، ص172

[12] الغيبه شيخ طوسي ص172

[13] بحارالانوار ج53 ص190

[14] بحارالانوار ج53 ص175

[15] بحارالانوار ج53 ص175

[16] بحارالانوارج53ص175

[17] احتجاج طبرسي ج2ص498

[18] بحارالانوارج53ص182

[19] بحارالانوارج53ص161

[20] بحارالانوارج52ص15


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۷/۱۰/۲۶




وضع نامطلوب زنها در جامعه آخرالزمان

آخرالزمانی که دربارة آن پیش­بینی شده و پیامبر گرامی و امامان ما، وقتی که دربارة آن صحبت می­کردند حالشان منقلب می­شد و آشفته و پریشان می­گشتند و با آه و ناله، برای مردم از وضعیت زمان ما برای آن مردم، سخن می­گفتند.

علی uروزی بالای منبر از اوضاع آخرالزمان برای مردم تعریف می­کرد که مردم آن زمان به چه وضعی درمی­آیند و چه حال و روزی دارند.

عن امیرالمومنین u: یظهر فی آخرالزمان و اقتراب الساعه و هو شر الازمنه، نسوه کاشفات عاریات متبرجات، عن الذین خارجات، فی الفتن داخلات، الی الشهوات مائلات، و الی اللذات مسرعات، و للمحرمات مستحلات، فی جهنم داخلات.[1]

«از امیرمومنان علیu نقل شده که ایشان فرمودند در آخرالزمان که بدترین زمانها است و پس از آن، حضرت مهدیu ظهورش بسیار نزدیک خواهد بود.

در آن زمان، همه جا آشکارا می­بینی که زنان، حجاب را کنار می­گذارند و همه لخت و برهنه، خود را در ملأ عام به نمایش می­گذارند، بدانید که آنها از دین خارج شده­اند، و هرجا که هیاهو و جنجال است زنها هم شریک ماجرا و حضور دارند و به شهوترانی تمایل بسیار دارند، و برای هوسرانی و خوشگذرانی، فوراً آماده می­شوند، بدانید که آنها به جهنم خواهند رفت.»

گندم از گندم بروید جو ز جو، این مثال را زیاد شنیده­اید و خوب می­دانید که معنای آن چیست؟

بله طبق این امثال، کار به اینجا تمام نمی­شود که زنها در همه جا لخت و برهنه دیده می­شوند و هوسرانی و هوسبازی و عیاشی، کار آنها شود، بلکه کار دنباله دارد و عواقب و پیامدهای آن، پدیدار شدن اوضاع و احوالی دیگر است که در تمام مسائل و موارد اجتماعی تأثیر بد می­گذارد که هیچگاه به نفع مردم و جامعه نیست و اکنون به گوشه­هایی از تأثیرات بد فساد و بی بند و باری آنها و نتایج نامطلوب و زیانبار رفتار اینچنانی آنها را برای شما بازگو می­کنیم و ببینیم که آثار کار آنها در واقع تخریب کننده سیستم اجتماعی ما است و زوال فرهنگ و تمدن درخشان ما قطعی خواهد بود.

وقتی که زنها به این صورت درآمدند، و در همه جا ارزان و بی قیمت شوند، آیا چه مردی تمایل به ازدواج دارد و در آن صورت چه زنی دوست دارد که به همسر  خود وفادار بماند و در آن صورت، تنهایی و جدایی سرنوشت همه می­شود، تنهایی و جدایی طولانی مدت، آنقدر سنگین و تلخ است و کابوس عذاب آن، روح آدمی را می­رنجاند و آنها که اهل فهم و درک هستند خوب می­دانند که زرق و برق لباسها و قشنگی کوچه و خیابان و پارکها و میادین، جای محبت و عشق و صفای آرامبخش کانون گرم خانواده را پر نمی­کند.

بگذارید واضح­تر و خودمونی­تر با شما صحبت کنم.

وقتی که اوضاع اینطور شد و سنت ازدواج از بین رفت، آن وقت کسی بابا جون مامان جون نمی­گوید، چون بچه­ها این گلهای زندگی کم می­شوند.

و هیچ آقا و خانمی نمی­گوید فرزند عزیزم، قربون اون شکل ماهت برم چون کسی بچه­ای ندارد.

آن وقت مردی در کنار همسرش که ساحلی از مهر و محبت و آرامش و صفا است نمی­آساید.

و آن وقت زنی در آغوش همسرش با خیالی راحت، دلگرم و امیدوار، لنگر نمی­اندازد.

از خاله­ها دیگه خبری نیست.

عمع جانها وجود ندارد.

عموجان و بچه­های عمو و دایی­ها و بچه دائی خبری نیست، و پدربزرگ مهربون و مادرجون خوب که قصه­های قشنگی می­گفت در کار نیست.

بساط خانواده برچیده می­شود و مردم طعم شیرین کانون گرم و پر محبت خانه و خانواده را نمی­چشند.

و دیگه فخر و مباهات به همه این خوبی­ها از بین می­رود.

هرآدم برای خودش تک و تنها است، شاید وقتی که به همدیگر برسند از همدیگر بپرسند تو بچه کدوم پرورشگاه هستی.

اگر به طور ناخواسته، بچه­ای درست شد، جایش در پرورشگاه است، محیطی که بچه­ها از آغاز دوران کودکی، آنجا بی­مهری را احساس می­کنند، بچه­ای که نیاز و خوراکش، محبت و آغوش گرم مادر و خانواده است و روح و رشدش با ماچ و بوسه و آغون باغون ساخته می­شوند از اینها خبری نیست و ناز کُن ندارد، آن کودکان مظلوم تنهایند و چشمان آنها به انتظاری است که هیچگاه برآورده نمی­شود و پرستارانی که هیچگونه با آنها نسبتی ندارند تنها طبق تکلیف اداری و شرایط خاصی، انجام وظیفه می­کنند، این بود داستان دورة کودکی آن بچه­های معصوم و مظلوم.

و اما در بزرگی،،،، وقتی که یک فرد مریض شد و یا در زمان پیری، کسی به عیادتش نمی­آید، و او را دلداری و دلجوئی نمی­کنند، و مرهم گذار زخم و تسلی دهنده دل ندارد، آنها تنها می­مانند فقط با قرص و کپسول و مواد شیمیائی سر و کار دارند.

اگر کسی مرد،،، هیچ کس خبردار نمی­شود، کارگران بی تفاوت شهرداری با ماشین مخصوص، همچون زباله، او را در گودالی به نام قبر می­گذارند، و دارائیش فنا و همه چیز تمام می­شود، انگار نه انگار.

نه سنگ قبر نه فاتحه­ای نه دست گلی، نه صوت قرآنی و نه حمد و نه قل هواللهی و نه کسی بگوید که یادش بخیر و نه کسی می­گوید برای شادی روحش فاتحه و دعا و صلوات، نه خرما و نه حلوا، و نه سفره­های چلوکباب و پلو قیمه و نه کسی بر سر مزارش با گُل برود و از او یادی کند و نه و نه و نه ...

در زنده بودن: همه نسبت به هم بیگانه­اند در عین حال که می­بینیم نزاکت و ادب، عاریه و ظاهری است.

در زندگی روزمره، دیگر از لذتها و صفا خبری نیست چون همه تکراری شده تا جائی که بی مزه می­شود و هیچ چیزی روح آدمی را آرامش و صفا نمی­دهد.

مردم سردرگم و کلافه، خشونت به جای عاطفه، جنگ به جای صلح، جنایت پشت سر جنایت و ...

آنگاه اگر ذره­ای از چراغ ایمان در دل کسی سوسو کند الغوث الغوث العجل می­گوید، یا اگر هم این حرفها را نداند و تاکنون نشنیده باشد می­بینیم که او هم با زبان بی زبانی، حرفهای دلش، درست مطابق همین حرفها خواهد بود، رویش را به آسمان می­کند و دنبال راهنمائی که مرهم گذار روح و روانش باشد، از خدا می­خواهد فریادرسی را بفرستد تا چاره و علاج کارش را بیابد و خداوند مهربان، به یقین که دعاها را مستجاب می­کند.

در آن شرایط سخت، به حضرت مهدیu از آسمان ندا می­رسد که مهدی جان برو، حالا وقت ظهور تو است، حالا همان زمانی است که بروی و مردم را نجات دهی و به زندگی آنها سر و سامان دهی، و گم گشتگان حقیقت را از عشق واقعی سیراب کنی و برای آنها یاوری مهربان و قبله و جلوه حقتعالی شوی، بله این فرمان الهی بود در وقتی که صلاح می­داند حجتش را می­فرستد تا به داد مردم ستمدیده برسد و بساط ظلم و کفر و فساد را برچیند و کافران و فاسدان را به جهنم بفرستد.

بله چه کسی باعث این همه خطا و بهم ریختگی سازمان زندگی و تمدن و فرهنگ مردم شده؟ جز عده­ای حاکمان قلدر و جهان خواران فاسد که می­خواهند همه چیز را به طور دائم به اختیار و برای خود درآورند این جنایتکاران که همچون گرگ­های بی رحمند بتوسط واسطه­های فاسد خود که همان مزدوران بی دین و عمال بدون حقوق و مزایا که همان زنهای هوسباز است که در میان مردم با فسادکاری خود، جامعه و اوضاع را به این روز درآورده­اند و در واقع این زنهای بی بند و بار همچون چنگال تیز و بران آن گرگهای خون آشام هستند که با پنجه­های خود پیکر جامعه­ای را تکه پاره می­کنند و سبب فروپاشی و از بین رفتن کانون گرم خانواده و نابودی یک تمدن و یک فرهنگ شده­اند و برای همین است که می­بینیم بیشترین پولی که صرف تبلیغاتی که انجام می­شود برای توسعه فساد و فحشا و بی بند و باری است و این بهترین راهی است که نسل مردم یک جامعه را، حداکثر تا دهها سال که به طول بکشد آنها به مراد و کام دل خود می­رسند و همانها یعنی استعمارگران به ریش استعمارگران قدیم خواهند خندید، چون آنها با چقدر تلفات و توپ و تانک و تفنگ و سرباز و جنگهای بسیار، آخرش با شکست مواجه شدند و غیرت ملی مردم را بدتر به شورش درآوردند و پس از تلاشی بسیار، خود را از چنگال آنها رهانیدند و به آزادی و استقلال رسیدند.

ولی استعمارگران جدید که همان صهیونیزم جهانی است با شیوة شیطانی ترویج فساد که باعث قطع نسل و همچنین به شیوه­های مختلفی از قبیل انتشار ایدز و مرضهای دیگر که ساخته و پرداخته آنها است همواره در میان مردم منتشر می­کنند، و از همه بدتر؟ خانمها که بدون اینکه استخدام شوند و حقوق بگیرند، با بی بند و باری و فساد و فحشا، درست کاری را انجام می­دهند که در راستای منافع و خواسته همان مستکبران و جهان خواران صهیونیزم جهانی هستند پس زنهای بی بند و بار، آنها هستند که شرایط را برای دشمن و بدخواهان انسانیت آسان می­کنند و آنها هستند که راه را برای آنها هموار می­کنند و آنها هستند که مقدمات پیروزی شیطانیان را فراهم می­کنند و آنها هستند که جامعه و فرهنگ ما را متلاشی می­کنند و آنها هستند که دین و ایمان مردم را ضعیف و خراب می­کنند.

حالا می­فهمیم که چرا بزرگواران دین و آئین ما، وقتی که دربارة آخرالزمان صحبت می­کردند، حالشان بد می­شد و با غم و اندوه از حال و روز مردم آخرالزمان یاد می­کردند، پس آنها خوب می­دانستند اوضاع و حال امروز را، و عاقبت بدتر از این را که در آینده خواهد شد و آنها خیلی چیزها می­دانستند، برای همین بود که همواره از احیای سنت خوب امر به معروف و نهی از منکر را سفارش می­کردند.

همه با هم بگوییم یا محمد یا علی: پیغامتان را شنیدیم، شما را بخدا قسم، از خدا بخواهید که به ما کمک کند تا مبادا ما از آنهایی باشیم که با رفتار و کردار بد خودمان، ناخواسته همچون تیشه­ای باشد که به ریشه اسلام زده باشیم و مبادا ناخواسته از آنهائی باشیم که هرکدام از ما، تیشه به گوشه­ای از فروپاشی اجتماع زده باشیم.

 



[1] - بحار الانوار، جلد 52.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۷/۱۰/۲۶




سوسولها عامل فساد و تباهی در جامعه­اند

سوسولیزم یک پدیدة خطرناک و آفتی سرایت کننده همچون وبا است و متأسفانه این روزها در کشور اسلامی ما می­بینیم که سوسولیزم این فحشای خزنده در حال توسعه و گسترش است و این وبای فراگیر یک نوع آفتی است که درمانش مشکل است چون اثرات بد خود را به جای می­گذارد و پس از آن هیچ آبی آن را پاکیزه نمی­گرداند و از اثرات بد سوسولی آن است که هر جوانی دختر یا پسر در آغاز این کار، به قصد سرگرمی و تنوع و دلخوشی، با عنوان مد وارد صحنه کوچه و خیابان می­شود و بدون این که متوجه شود، و با مرور زمان کم کم از فساد و فحشاء سردرمی­آورد و خود نیز به یک مهره و عامل ترویج و گسترش این آفت در جامعه تبدیل می­شود، یک سوسول همواره با پیروی از مدهای جورواجور غربی منجر به تغییر در رفتار و کردار ناشایسته­ای می­شود که مردم را به بی بند و باری و لابالی­گری و بی­غیرتی دگرگون و تغییر می­دهد و علاوه بر همه­ی اینها سوسولیزم زمینه سیاه و ناسالمی است که ایمان و اعتقاد با آن سازش ندارد و سوسولی که قطعاً از غرب آمده و در پس پرده و به صورت نامرئی دست پلید و پرقدرت صهیونیزم در کار است که تنها قصد و نتیجه گیری که می­خواهند آن است که تضعیف و تخریب اعتقاد و ایمان و نسل آینده شود. لذا پیامبر گرامی و امامان معصوم درباره­ی آخرالزمان و گسترش فساد و فحشاء و پیامدهای بد آن را به مردم گوشزد کردند تا بنویسند و ما مردم این زمان بخوانیم و دقت کنیم و بهوش باشیم که دشمن در کمین است و با سرگرمیهایی که به نام عشق و صفا کردن، زوال ما و تاریخ باستانی و اسلام عزیز و نابودی مملکت قدرتمند ما را می­خواهند و در انتظار قبضه کردن سرنوشت ما امیدوارند.

در کتاب علل الشرایع آمده است که حضرت علی u می­فرماید شنیدم از رسول خدا e که او می­فرمود:

«لعن الله المتشبهین من الرجال بالنساء و المتشبهین من النساء بالرجال.»

خداوند لعنت می­کند آن مردانی که خود را به صورت زنان نمایان می­سازند.

و همچنین زنانی که خود را به صورت مردها در رفتار و کردار نمایان می­کنند.

و همچنین پیامبر گرامیe باز هم در جایی دیگر فرموده­اند: «اخرجوهم من بیوتکم فانهم اقذر شیء» اینها را از خانه­های خود بیرون کنید که به یقین اینها کثیف­ترین و پلیدترین هستند.

و باز هم پیامبر خدا e در بدگویی از اینها می­فرماید: «مثل هؤلاء فی امتی انه لم یکن مثل هؤلاء فی امه الا عذبت قبل الساعه». مثل اینها در امت من همچون آنها که در هر امت پیامبری بودند خداوند با عذاب و بلاها نابودشان ساخت.

و از امام باقر u نقل شده است که علی uفرمودند که پیامبر به او گفته است خداب عزوجل به یکی از پیامبرانش وحی فرستاد که به مؤمنین و پیروان دین خود بگوید: هیچ گاه لباسی همچون لباس کافران و دشمنان خدا نپوشند و ای پیامبر به مردم با ایمان و دیندار بگو هرگز غذایی همچون غذای کافران را نخورند و به مردم بگو که هیچ گاه به روشها و رفتار و کردار کافران و بی دینان پیروی نکنند، پس در غیر این صورت ای پیامبر آنها دشمن من هستند همچون کافران و بی دینان. بله خداوند می­فرماید که لباس پوشی همچون کافران بر رفتار و کردار مردم تأثیر بد می­گذارد و این زمان می­بینیم که نوجوانان دختر و پسر بدون این که منظور و هدف و نیت بدی داشته باشند به توسط مد و سرگرمی، طعمه و شکار اهریمن پلید و دشمن خدا قرار می­گیرند و جوانان پاکیزه و باغیرت و شجاع و مسلمان، به افراد مفسد و بیغیرت و چرتی و لامذهب تبدیل می­شوند که به درد خودشان هم نمی­خورند.

و پیامبر گرامی اسلام e درباره­ی به هم ریختن وضعیت آخرالزمان در تمام زمینه­ها سخنان بسیاری دارد و اکنون به این موضوع خلاصه شده دقت کنیم: و رأیت التأنیث  قد ظهر و اظهروا الخضاب و امتشطوا کما تمتشط المرأه لزوجها: و در آن زمان خواهی دید که پسران و جوانان به شکل و حالت دخترها و همچون زنان نمایان و در همه جا با این وضع زنانه و رفتار و کردارشان، خودنمایی می­کنند، سر و صورت خود را به نحوی شانه و به شکلی درمی­آورند و آرایش می­کنند همچون زنان که برای شوهران خود کنند. بله سخن بسیار است و پیامبر گرامی e با اندوه فراوان از این وضعیت ناپسند زمان ما، برای مردم زمان خود تعریف می­کند که حضار با تعجب و ناباوری به سخنان آن حضرت گوش فرا می­دهند و بعضیها به این سخن پیامبر در شک و تعجب هستند و دوباره از آن حضرت می­پرسند که ای پیامبر خدا، آیا واقعاً در آن زمان این طور می­شود؟

پیامبر گرامی e در جواب آنها می­گوید: بلکه وضعیت آن مردم بدتر و خرابتر از این هم می­شود.

 


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۷/۱۰/۲۶




اوضاع در آخرالزمان

•  خوار بودن افراد با ايمان

•  بدبختي،شامل حال مسلمانان

•  اشرار حاكم مي شود.

•  عده اي از اشرار امت من

•  ظالمان بر مردم حكومت مي كنند.

•  عرب كانون اصلي بحرانهاي بين المللي

•  تغيير نقشه كشورها و ضعف مردم

•  زياد شدن سه پديده شوم در ميان مردم

•  زياد بنگ[1] و اعتياد

•  تغيير عطر و بوي محصولات كشاورزي

•  بلاهاي گوناگون نتيجۀ گناهان گوناگون است.

•  در آخرالزمان كار برعكس مي شود

•  آدم هايي بي خرد در آخرالزمان بسيارند

•  زوال[2] هاي سنت خوب در آخرالزمان

•  در آخرالزمان رذائل جاي فضائل مي شود

•  زياد شدن اراذل و اوباش در آخرالزمان

•  افزايش نفرت عمومي

•  بي رونق شدن رحم و عاطفه

•  رواج بدبيني

•  دوري و جدايي مردم از اسلام

•  دوروئي مردم

•  سستي اعتقاد مردم

•  رواج مدهاي پياپي

•  سوسولها عامل فساد و تباهي در جامعه اند

•  وضع نامطلوب زنها در جامعه

•  يك حرف با دو نشان

•  اسلام و مسلماني در آخر

•  به اوج رسيدن دانش،جهل و فساد

•  اختلال در وضعيت طبيعت و اوضاع مردم

•  گرم شدم هوا

•  بالا آمدن سطح آب

•  عجائبه در آخر و زمان

•  پيشرفت و ساده شدن ارتباط ها

•  مردم از راه دور همديگر را مي بينند

 



[1] - نوعی اعتیاد

[2] زوال ها=از بين رفتن


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۷/۱۰/۲۶




ضرورت ظهور و حقيقت داشتن آخرالزمان

پيامبر گرامي و ائمه معصومين(ع)بر حتمي بودن ظهور حضرت مهدي(عج)در آخرالزمان به عناوين مختلف و با تأكيد بسيار آنرا بيان نموده اند.

حتمي بودن ظهور حضرت مهدي(عج)به معناي حتمي بودن آخرالزمان است،به معناي آن است كه در آخرالزمان وضعيت و شرايطي به وجود مي آيد كه لازمۀ آن عصر و آن زمان است و چاره جوئي براي نجات جهان از خطرات بسياري كه آن را تهديد مي كند و بايستي كسي بيايد و كار مهمي انجام دهد تا وضعيت به صورت طبيعي خود باز گردد،و اين خداوند است در لحظه اي كه صلاح بداند تا دوباره جاني به كالبد حيات روي زمين بدمد.

از تمام احاديث بسياري كه در كتابهاي معتبر و قديمي نقل شده،خلاصه و عصاره همه مطالب آن اين است كه در آخرالزمان ياغياني ستمگر و قلدراني بي رحم به وجود مي آيند و بر جهان حكومت مي كنند كه هم خودشان عامل شر و خطر و فساد مي باشد و هم سلاح هاي خطرناك ويرانگر آنها كه هر لحظه نيز بر سلاح هايشان،مقادير زيادي افزوده مي شود همواره زمين و آنچه كه بر آن است از طبيعت و مردم ساكن بر آن مورد تهديد جدي قررار دارند.

براي نمونه خوب است كه در اين مورد،مثالي را ذكر كنيم:يكي از زمامداران آمريكا در چند سال پيش در سخنان خود،اظهار داشت كه ما به قدري نيرومند شده ايم و قدرت ما چنين است و چنان،و هيچ قدرتي  نمي تواند در برابر ما قد علم كند و ما به اندازۀ پانصد برابر نابودي كرۀ زمين انواع سلاح هاي هسته اي ذخيره كرده ايم و مي خواست با اين حرفها و ذكر مقادير اسلحۀ خود قدرت آمريكا رابه رخ ديگران مي كشد تا مردم جهان از آنها حساب ببرند و مطيع اوامر و فرمايش آنها شوند.

طبعاً روسيه و فرانسه و انگليس و چين و غيره، آنها چقدر سلاح هاي هسته اي ذخيره كرده اند؟ آن را هم خدا مي داند و نتيجه اي كه مي گيريم اين است كه اگر ظهور آن حضرت در حال حاضر ، اتفاق نيفتاده است و آيا اين همه پيشگويي براي پيدايش زمامداري كه به جهان مسلط مي شوند و با سلاحهاي آينده خود، عامل خطر و تهديد براي حيات و طبيعت مي باشند،اكنون حقيقت يافته است و همۀ آن احاديث و گفته ها يا اينجا درست از كار درآمده است.

عَنِ النَّبيُ(ص)قالَ:لا تَذْهَبُ الدُّنيا وَ لا تَنْقَضِيَ حَتّي يَمْلِكُ رَجُلٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِي يُواطِيَ اِسْمُهُ اِسْمِي.[1]

پيامبر گرامي فرمودند:دنيا به پايان نمي رسد و دنيا اين چنين نمي گذرد تا اينكه مردي از تبار من كه نامش،همنام من است ظهور مي كند و دنيا را پر ازعدل و داد مي كند پس از آن كه همه را از ظلم و ستم فرا گرفته بود. پس با اين وضع آيا واقعاً احساس خطر نمي شود آن هم خطر به اين بزرگي كه در تاريخ عمر كرۀ زمين اينچنين سابقه اي نداشته است بنابراين ضرورت ظهور منجي عالم بشريت واجب و لازم و ضروري است و هر كس به اين فكر اعتقاد ندارد در واقع او بي سواد است و يا ناآگاه و از اوضاع روز،بي خبر است يا آنكه بي فكر و خيال و بي بند و بار است كه به هيچ اهميت نمي دهد و حاضر نيست كه در اين باره فكر كند.

 

 

روش فكري خود را تغيير دهيد

با يك جهش روحي و با يك تغيير فكري،تحول مهمي در خود ايجاد كنيد و راه خود را از افرادي كه   بي تفاوت نسبت به امام زمان(عج)و مولا و سرور خود هستند،جدا كنيد.

يقين داشته باشيد همان گونه كه بي تفاوتي به پدر جسماني گناهي بزرگ است: بي تفاوتي و فراموشي از پدر معنوي(حضرت مهدي«عج» بزرگتر است و اين بي تفاوتي مي تواند لطمات بي شماري را به ما وارد كند.

اگر تاكنون نسبت به امام عصر ارواحنا فداء بي تفاوت بوده و در انديشۀ ظهور حيات بخش آن حضرت  نبوده ايد اگر تا كنون اهل دعا و نيايش و مهمتر از همۀ اينها اهل عمل براي فرا رسيدن روزگار پر شكوه عصر ظهور نبوده ايد بهتر نيست يك بار ديگر مسئله را از اول مرور كنيد..............

 

نشانه هايي از پايان

در خلال اعصار و قرون شماري از معلمان روحاني و عيبگويان بصيرت خاصي نسبت به آينده پيدا كرده اند. يكي از عميق ترين اين بصيرتها نسبت به آنچه اتفاق خواهد افتاد،2000 سال پيش، در دامنه ي كوهي خارج از اورشليم اعطا شد گروه كوچكي از حقيقت جويان در گرد معلمشان، عيساي ناصري، جمع شده بودند. سؤالي كه از او پرسيدند جوابي را در پي داشت كه سالها و قرنها تا اين زمان كه ما در آن زندگي مي كنيم ادامه دارد:

«و همان طور كه او (عيسي) برفراز كوه زيتونها نشست حواريون به سوي او آمدند گفتند: به ما بگو نشانه هاي آمدن تو و پايان دنيا چه خواهد بود؟[2] عيسي(ع)با شماري از مشخصات جوابشان را داد تا مراقب باشند(عبارت«پايان دنيا» كه در اينجا به كار رفته به معناي پايان عمر كره ي زمين نيست بلكه منظور پايان سلطه ي غير انساني بشر بر روي زمين است) اگر چه بسياري از نشانه هايي كه او داد قرنها گريبانگير دنيا بوده،اما جالب توجه آن است كه شدت و كثرت اين نشانه ها اكنون افزايش يافته است:

 

1- افزایش جنگها

«از جنگها خواهيد شنيد و شايعات جنگها؛زيرا ملتي عليه ملتي بر خواهند خاست و مملكتي عليه مملكت ديگر[3]»هيچ مقطعي از تاريخ مانند قرن بيستم شاهد افزايش تعداد جنگها نبوده است. طبق برآورد صليب سرخ جهاني بيش از 150 جنگ عمده و صدها شورش مسلحانه و انقلاب رخ داده است. از پايان جنگ جهاني دوم ارقام كشته ها در نزاعهاي مسلحانه بيش از 23 ميليون نفر است. طبق گزارش واشنگتن پست:« جنگهاي قرن بيستم جنگهاي تمام عياري عليه جنگجويان و غير نظاميان بوده است... در حالي كه قياس با آن، جنگهاي وحشيانه ي قرون پيشين مانند جنگهاي خياباني بوده است»

 

 

 

2- گسترش خشكسالي «و نيز خشكسالي خواهد بود».[4]

اواخر سال 1996 بانك جهاني گزارش كرد كه روزانه بيش از 800 ميليون نفر گرسنه در جهان به سر مي­برند و بيش از 500 ميليون كودك غذاي كافي براي رشد رواني و جسماني دريافت نمي كنند. معادن بانك جهاني  مي گويد: «روزانه حدود 40  هزار نفر در جهان، بر اثر گرسنگي مي ميرند كه غالباً درمناطق روستايي رخ  مي دهد».

 

3- شيوع بيماري هاي مهلك

« و نيز بيماريهاي مهلک خواهد بود»[5]

كمتر از 20 سال پيش حرفه ي پزشكي مدعي بود كه بر بسياري از بيماري هاي باكتريايي و ويروسي  فائق آمده است اما امروزه مواردي از بيماري هاي عفوني بيداد كرده است.

خبرگزاري آسوشيتدپرس گزارش مي دهد: « ظهور انواع باكتري هايي كه نمي توان با آنتي بيوتيكهاي فعلي آنها را از بين برد. مي تواند خود تبديل به تهديدي عليه سلامت عمومي و بدتر از بيماري ايدز شود. بيماري هايي كه اخيراً گمان مي رفت بر آنها فائق آمده باشند،رفته رفته مهارناشدني مي شوند... دانشمندان انتظار چيزي كمتر از يك فاجعه پزشكي ندارند.»

UN  AIDS ، برنامه ي مشترك سازمان ملل ويروس ايدز در گزارش پايان سال خود در دسامبر 1996 عنوان كرد كه در آن سال 3/1 ميليون مورد جديد از آلودگي به ويروس اچ.آي.وي. در تمام دنيا رخ داده است. در سال 1996 يك و نيم ميليون نفر از بيماري ايدز مردند كه مجموع كساني كه تا كنون در ارتباط با اين بيماري مرده اند به 4/6 ميليون نفر مي رسد. براساس همين نوشتار افزون بر 24 ميليون نفر مبتلا به ويروس اچ.آي.وي. يا بيماري ايدز اكنون در تمام دنيا زندگي مي كنند؛

اين آمار و ارقام به خوبي مي رساند كه از سال 1981 كه اين بيماري براي اولين بار شناسايي شد- تا كنون بالغ بر 30 ميليون نفر به آن مبتلا شده اند. سازمان بهداشت جهاني مي گويد:« در تمام دنيا، روزانه بيش از 6000 نفر به اين بيماري مبتلا مي شوند و اين سرايت روز به روز بدتر مي شود»

 

4- فراواني زمين لرزه

 «و در جاهاي متعدد زمين لرزه خواهد بود»[6] سالنماي جهاني به ما مي گويد كه بين سالهاي 1000 تا 1800 ميلادي تنها 21 زمين لرزه عمده وجود داشت. اما بين سالهاي 1800 تا1900 تعداد آن 18واقعه بود. بين سالهاي 1950 تا 1991، 93 زمين لرزه بزرگ اتفاق افتاد، تقريباً 3 برابر تعداد آن در نيم قرن گذشته و 3/1 ميليون نفر از مردم رادر سراسر جهان به كام مرگ فرستاد. بسياري از دانشمندان هشدار مي دهند كه ما در حال حاضر به  دوره اي از بلاياي زمين لرزه اي وارد مي شويم.

 

 

 

 

5- گسترش خشونت

«دنيايي پر از خشونت»[7]

يكي ديگر از شرايطي كه به گفته عيسي(ع) درست در زمان پيش از بازگشتن رواج خواهد داشت،خشونت وحشيانه است:

«همانطور كه در ايام (دوره) نوح بود،در زمان آمدن پسر انسان نيز چنين خواهد بود»[8]

در دوره نوح«زمين در برابر خداوند فاسد و پر از خشونت بود[9]»روزنامه هاي امروز پر از تيترهايي از ماجراهاي غم انگيزي از خشونت هاي بي رحمانه است. امروزه ميزان آدم كشي و خود كشي سالانه در آمريكا تقريباً به اندازه ي مجموع كشته شدگان آمريكايي در طول جنگ ويتنام است. تنها در 30 سال گذشته خودكشي و قتل، جان بيش از يك ميليون و دويست هزار آمريكايي يعني بيش از تمام مرداني را كه در كل جنگهاي تاريخ آمريكا كشته شده اند،گرفته است.

 

6- ابلاغ مژده انجيل

«سرانجام وقتي مژده انجيل به گوش مردم جهان رسيد و همه از آن با خبر شدند،آنگاه دنيا به آخر خواهد رسيد».[10]

برخلاف رشد غم انگيز جنگها،خشكسالي،طاعون و زمين لرزه هايي كه به گفته عيسي(ع)، «آغاز غمها»[11] است ابلاغ موعظه انجيل به تمام ملت ها نشانه اي ويژه براي زماني است كه دنيا حقيقتاً به پايان خود برسد. هيچ گاه در طول تاريخ مانند امروز انجيل در سراسر دنيا و براي كل ملتها خوانده نشده بود. اگر چه مستقيماً به وسيله مبلغان مسيحيت انجام نمي گيرد، اما با وسايل ارتباط جمعي نوين از قبيل: راديو،تلويزيون و ارتباطات راه دور انجام مي گيرد. طبق سالنامه جهان مسيحيت پيام انجيل هم اكنون براي 4 ميليارد نفر يعني عملاً براي تمام كشورها موعظه شده است.

«آنگاه پايان فرا خواهد رسيد».

 

7- افزايش مسافرتها

«بسياري به جلو و عقب خواهند دويد».

حوالي 534 پيش از ميلاد مسيح خداوند به پيامبرش دانيال گفت:«در آخرالزمان بسياري به جلو و عقب خواهند دويد ودانش زياد خواهد شد»عبارت« بسياري به جلو و عقب مي دوند» به لحاظ لغوي يعني«به سرعت در اطراف در تكاپو هستند» يا به قول ليوينگ بايبل[12]: «مسافرتها افزايش خواهد يافت» در نظر بگيريد وسايل حمل و نقل مردم هزاران سال بود كه تغيير اساسي نكرده بود، با اين نگرش اهميت اين پيشگويي آشكار مي شود.

امروزه مي توانند ظرف مدت 24 ساعت دور دنيا را طي كنند. فضا پيما قادر است در 80 دقيقه كرۀ زمين را دور بزند. تعداد مردمي كه امروزه اقدام به سفر مي كنند بي سابقه است، به گفته متخصصان اقتصادي،مسافرت و گردشگري امروزه« بزرگترين و پر انرژي ترين صنعت در دنياست».

 

8- فزوني دانش

«دانش زياد خواهد شد»

افزايش دانش در سالهاي اخير،تقريباً خارج از تصور ماست؛واژه« بار سنگين اطلاعات»براي نسل ما وضع شده است. هم اكنون روزانه،معادل بيش از 300 ميليون صفحه اطلاعات،به شبكه اينترنت فرستاده مي شود.هم اكنون بيش از هشتاد درصد از كل دانشمندان،در قيد حيات هستند و در هر دقيقه 20000 صفحه به علوم  بشر اضافه    مي شود. حدوداً نيمي از دانش پزشكي،هر 10 سال يكبار منسوخ شده از دور خارج مي شود. فناوري رايانه،انفجار دانشي را كه در زير بار آن قرار داريم ترسيم مي كند. در سال 1948، ترانزيستور يا واحد ساختماني اصلي  رايانه ها،در آزمايشگاه هاي بدل ابداع شد.در سال 2000،هر تراشه پردازشگر،شامل يك ميليارد ترانزيستور خواهد بود.

 

 

 

 

9- ظهور ضد مسيح

«ضد مسيح مي آيد»[13]

نشانه با اهميت و پاياني آخرالزمان- كه چندين فصل انجيل به آن اختصاص يافته است-ظهور حكومت واحد جهاني بر سر كردگي يك هسته اهريمني،موسوم به ضد مسيح يا «جانور» است.

به گفته كتاب مكاشفه،تمام دنيا،شيطان را در قالب اين رهبر حيوان منش جهاني،پرستش خواهد كرد. به گفته انجيل «پيمان»يا موافقت نامه صلح ابتكار آميزي به مدت هفت سال،نقشي محوري در ادعاي ضد مسيح در رهبري جهان دارد. اين توافقنامه،بحران خاورميانه را موقتاً با صلحي ميان اسرائيل و كشورهاي غرب همسايه،حل خواهد كرد.

 كوه هوريان در اورشليم «بيت المقدس»،كه زماني معبد يهويان در آن قرار داشت و همانجا كه قبه الصخره مسلمانان هم اكنون وجود دارد،نقطه كانوني خواهد بود. سه سال و نيم پس از وضع پيمان،ضد مسيح آنرا لغو خواهد كرد. آنگاه بيت المقدس را پايتخت بين المللي خود خواهد نمود و غير از پرسش خود و تصوير عرفاني اش، تمام اديان را ممنوع خواهد كرد. اين تصوير به طريقي نيرو مي گيرد تا هم صحبت كند و هم سبب كشته شدن كساني شود كه از پرستش او سر باز مي زنند.[14]عيسي«ع» گفت اين هنگام،زمان«مصيبت بزرگ است،آن چنان كه ازمان پيدايش جهان وجود نداشته است»[15]

 

 

10-پيدايش نشانه جانور

«او موجب مي شود تا همگان نشاني بر روي دست راست يا روي پيشان شان دريافت دارند،به طوري كه هيچ كس نمي تواند بخرد يا بفروشد مگر كسي كه نشان يا نام جانور،يا شماره اسم او را داشته باشد «شماره او 666 است»[16]اين پيشگويي مطلبي را توصيف مي كند كه تا پيش از اين هيچ گاه امكان پذير نبود.دوهزار سال پيش،يوحناي حواري،ماهي گير ساده ما پيشگويي كرد كه روزگاري،نظام اقتصادي جهاني اي ظهور خواهد كرد كه هر كس در اول آن مجبور است شماره اي دريافت كند و بدون آن قادر به خريد و فروش نخواهد بود. تنها از زمان پيدايش رايانه ها،بانكداري الكترونيكي،چنين اتفاقي،امكان رخ دادن داشته است.

 

11-ظهور ثانوي{مسيح}

«بلافاصله پس از مصيبت (بزرگ).... آنها، پسران انسان را خواهند ديد كه در ميان ابرهاي آسمان،با قدرت و شكوهي خيره كننده مي آيند و او برگزيدگان خود را گرد هم خواهد آورد»[17]

تيره ترين ساعت دنيا با طلوع سپيده دم كه عيسي مسيح باز مي گردد،پايان مي يابد.

تمام كساني كه به او تعلق دارند،به طور معجزه آسايي به بدنهاي ما فوق طبيعي تبديل شده،از آزاردهندگان ضد مسيح،رهايي مي يابند و به تماشايي ترين جشن پيروزي اي كه تا به حال برگذار شده است.[18] در آن زمان خشم خداوند بر دشمنان مسيح و پيروان اهريمني او خواهد افتاد و منجر به بازگشت عيسي(ع)به زمين مي شود تا امپراتوري واحد جهاني آنها را،در هوا جبهه اي بهت انگيز، موسوم به نبرد آرماگدون،شكستي تمام عيار داده،نا بود سازد. و اين چنين،حكمراني بي رحمانۀ انسان بر روي زمين،پايان مي پذيرد و عيسي و نيروهاي ما فوق بشري،دنيا را در اختيار گرفتند و با عشق به آن سلطنت و حكومت خواهند كرد.بدين ترتيب، دوره اي موسوم به هزاره،يا هزار سال صلح و فراواني و بهشت،براي همگان آغاز خواهد شد.[19]

 

حوادث شش ماه قبل از ظهور منجي موعود

ماه رجب:

1-    باران شديد كه بسياري ازخانه ها را ويران مي كند؛

2-    آغاز شورش سفياني،يماني و سيد خراساني؛

3-    نمايان شدن يك چهره در قرص خورشيد(سر و سينۀ حضرت مسيح«ع»)؛

4-    نداهاي سه گانه:

الف- بدانيد كه لعنت خداوند شامل حال ستمگران مي شود؛

ب- اي جمعيت مؤمنان قيامت نزديك شده است ؛

ج- خداوند متعال برگزیده­های خود را فرستاده است،حرفهايش را بشنويد و از او اطاعت كنيد؛

5- دستي كه از آسمان به چيزي اشاره و دلالت مي كند؛

6- توقف خورشيد از حركت به مدت 3 ساعت؛

7- ماه گرفتگي(خسوف).

 

ماه شعبان:

1-    آغاز خيزش ها و فتنه ها؛

2-    پراكنده و متفرق شدن جريانات سياسي؛

 

ماه رمضان:

1-    كسوف و خورشيد گرفتگي غير طبيعي؛

2-    صيحۀ آسماني:

   الف)نداي جبراييل:حق با حضرت مهدي(عج)و شيعيانش است.

         ب)نداي ابليس: حق با عثمان(سفياني)و پيروانش است.

3-    ماه گرفتگي و كسوف غير طبيعي؛

4-    بيعت كردن سي هزار نفر از قبيلۀ بني كلب با سفياني.

 

 

 

ماه شوال:

معركۀ قرقيسا و كشته شدن صد هزار نفر از ستمگران و پيروزي سفياني.

 

ماه ذي القعده:

1-    قبايل جهت تهيه­ي آذوقه مسافرت كرده و مي جنگند،

2-    سفياني دربغداد كشتارهایی بر پا كرده و هشتاد هزار نفر را مي كشد.

 

ماه ذي الحجه:

1-    كشتارهای كوفه را سفياني به راه مي اندازد و نیز هفتاد عالم ديني را شهيد مي كند؛

2-    آشوب هاي منا(تاراج شدن حجاج و دريده شدن پرده هاي عصمت به حرام)؛

3-    شهادت نفس زكيه در مسجدالحرام و بين ركن و مقام؛

4-    شهادت مرد هاشمي،پسر عموي نفس زكيه و خواهرش و اعدام آنها بر سر در مسجدالنبي(ص).

 

ماه محرم:

1-    جمع شدن سيصد و سيزده يار حضرت  مهدی (عج) در مكه؛

2-    ظهور حضرت در روز دهم(عاشورا)و خواندن خطبه بين ركن و مقام برای بيعت ياران با حضرت و نداي جبراييل؛

3-    حمله ي سپاهيان سفياني به مدينه و تاراج شهر و تخريب مقبرۀ مطهر حضرت رسول(ص)و خرد كردن منبر آن حضرت، سرگين انداختن چهارپايان در آن مكان متبرك؛

4-    فرو رفتن سپاه سفياني در سرزمين بيداء.[20]


 

نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۷/۱۰/۲۲




منجي موعود در عقايد اقوام ملل جهان

با بررسي افكار و عقايد ملل جهان مانند:مصر باستان،هند،يونان و ايران و نگاهي به افسانه هاي ديگر اقوام مختلف اين حقيقت به خوبي نمايان است كه همه در انتظار مصلح موعود به سر برده اند:«گزراسپه»قهرمان تاريخي آنان زنده است و در كابل خوابيده و صد هزار فرشته از او نگهباني مي كنند تا روزي كه بيدار شود و قيام كند و جهان را اصلاح نمايد. گروهي ديگر از ايرانيان مي پنداشتند كه«كيخسرو»پس از استوار ساختن شالودۀ فرمانروايي ديهيم پادشاهي را به فرزند خود داد و به كوهستان رفته و در آنجا آرميده است تا روزي كه ظاهر شود و اهريمن را از گيتي برهاند.

يهوديان معتقدند كه:در آخرالزمان«ماشيح»ظهور مي كند و تا ابدالاباد در جهان حكومت مي كند.

زرتشتيان اعتقاد دارند كه:«سوشيانس»دين را در جهان رواج مي دهد،فقر و تنگدستي را ريشه كن مي سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و هم گفتار و هم كردار مي كند.

مجوسي ها:به زنده بودن و بازگشت«هوشيدر»اعتقاد راسخ دارند.

مسيحيان نيز معتقدند كه:«مسيح»در آخرالزمان دوباره ظهور خواهد كرد.

برهمائيان:از دير زماني به اين معتقدند كه در آخرالزمان«وشينو»ظهور مي نمايد و بر اسب سفيد سوار مي شود و شمشير آتشين در دست گرفته و خلاف كاران را خواهد كشت و تمام مردم دنيا«برهمن»مي شوند به اين سعادت مي رسند.

ملل و اقوام مختلف هند:براساس كتاب هاي مقدس خود در انتظار مصلحي هستند كه ظهور خواهد كرد و حكومت واحد جهاني را تشكيل خواهد داد.

نصرانيان حبشي:چشم به راه پادشاه خود«تئودور»موعود هستند.

چيني ها معتقدند كه:«كريشنا»ظهور كرده و جهان را نجات مي دهد.

بودايي ها:منتظر بازگشت«بودا»هستند.

اقوام آمريكاي مركزي اعتقاد دارند كه:«كوتزكلوتل»نجات بخش جهان،پس از بروز حوادثي در جهان پيروز خواهد شد.

اقوام اروپاي مركزي:در انتظار ظهور«بوحض» مي باشند.

نژاد ژرمن معتقد است كه:يك نفر فاتح از طوايف آنان قيام مي نمايد و ژرمن ها را بر دنيا حاكم مي كند.

نژاد اسلاو نيز معتقدند:از مشرق زمين يك نفر بر مي خيزد و تمام قبايل اسلاو را متحد مي سازد و آنها را بر دنيا مسلط مي كند.

اهالي صربستان:انتظار ظهور«ماركو كرالويچ»را داشته اند.

يونانيان معتقدند كه:«كالويبرگ»نجات دهندۀ بزرگ، ظهور خواهد كرد و جهان را نجات خواهد داد.

اسپانيايي ها:منتظر منجي بزرگ خود«رودريك»هستند.

 

یهودیان و بشارت به منجی موعود در تورات و زبور

در کتاب تورات حضرت موسی (ع) و کتاب زبور حضرت داود (ع) از کتب آسمانی عهد عتیق که هم اکنون در دست اهل کتاب و مورد قبول آنهاست، بشارت زیادی درباره­ی ظهور مصلح آخرالزمان آمده است. در کتاب «اشعیای نبی» فصل 11، بندهای 1-10 آمده است: و نهالی از تنه­ی یسی[1] بیرون آمده، شاخه­ای از ریشه­هایش خواهد شکفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت... مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین، به راستی حکم خواهد نمود... کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت... گرگ با بره سکونت خواهد نمود و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر با هم، و طفل کوچکی آنها را خواهد راند... در تمامی کوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند کرد، زیرا که جهان از معرفت خداوند پرخواهد شد.

در کتاب «جعی نبی» فصل 2، بندهای 6-9 آمده:

یهوه صبایوت چنین می­گوید: یک دفعه­ی دیگر آسمانها و زمین و دریا و خشکی را متزلزل خواهم ساخت و تمامی امتها را متزلزل خواهم ساخت و فضیلت جمع امتها خواهد آمد ... این خانه را از جلال خود پرخواهم ساخت.

در کتاب «دانیال نبی» فصل 12، بندهای 1-12 آمده است:

... امیر عظیمی که برای پسران قوم تو ایستاده­ای قائم است، خواهد برخاست ... بسیاری از آنان که در خاک خوابیده­اند بیدار خواهند شد...

در بخش سفر پیدایش تورات چنین آمده:

عصای قدرت و سلطنت از یهود دور نخواهد شد ... تا «شیلو» بیاید و او را اطاعت امت خواهد بود.

در کتاب «حبقوق نبی» فصل 2، بندهای 3-5 آمده است:

اگرچه تأخیر نماید، برایش منتظر باش، زیرا که البته خواهد آمد و درنگ نخواهد نمود ... بلکه جمیع امتها را نزد خود جمع می­کند و تمامی قومها را برای خویشتن فراهم می­آورد.

در کتاب «صفنیای نبی» فصل 3، بندهای 8 و 9 آمده:

خداوند می­گوید برای من منتظر باشید زیرا قصه­ی من بر این است که امتها را جمع نمایم و ممالک را فراهم آورم و در آن زمان پاک، به امتها باز خواهم داد تا جمیع ایشان اسم یهوه (خدا) را بخوانند و به یک دل او را عبادت نمایند...

در 35 بخش از مزامیر 150 گانه کتاب زبور حضرت داود (ع)، اشاره­ای به ظهور مبارک منجی موعود و نویدهایی از پیروزی صالحان بر شریران و تشکیل حکومت واحد جهانی و تبدیل ادیان و مذاهب مختلف به یک دین محکم و آیین جاوید، موجود است.

مزبور 72، بندهای 2 و 4  و 7 و 8:

... و او قوم تو را به عدالت داوری خواهد نمود و مساکین تو را انصاف، و فرزندان فقیر را نجات خواهد داد و ظالمان را زبون خواهد ساخت. در زمان او صالحان خواهند شکفت و وفور سلامتی خواهد بود و حکمرانی خواهد کرد از دریا تا دریا و از نهر تا اقصای جهان.

مزبور 72، بندهای 11-13:

جمیع سلاطین او را تعظیم خواهند کرد و جمیع امتها او را بندگی خواهند نمود. زیرا چون مسکین استغاثه کند، او را رهایی بخشد و جانهای مسکین را نجات خواهد داد. مزبور 72، بندهای 17 و 19:

... اسم او تا ابد بماند، اسمش چون آفتاب باقی بماند، در او مردمان برکت خواهند یافت و تمامی قبایل او را خجسته خواهند گفت، و نام مجید او تا ابد مبارک باد و تمامی زمین از جلالش پر شود.

 

مسیحیان و بشارت به منجی موعود در اناجیل چهارگانه

در جای جای کتابهای اناجیل چهارگانه (انجیل متی، انجیل لوقا، انجیل مرقس و انجیل یوحنا) بشارات مختلفی پیرامون منجی موعود و خصوصیاتش آمده است، به خصوص بخش مکاشفه­ی یوحنا که تصویری از آینده و وقایع آخرالزمان را ارائه می­دهد که هم اکنون سرلوحه­ی برنامه­ریزی­های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ... برخی کشورهای مسیحی شده است.

حضرت مسیح (ع) در آخرین روزهای زندگی خویش، به یاران و شاگردان خود توصیه­ها و سفارشهای بسیاری درباره­ی بازگشت خود به زمین نموده و آنان را در انتظار گذارده و امر به بیداری و آمادگی نموده است.

انجیل لوقا، فصل 12، بندهای 35-36:

کمرهای خود را بسته، چراغهای خود را افروخته بدارید و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می­کشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند، تا هر وقت آید و در را بکوبد، بی درنگ برای او باز کنند. پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمی­برید، پسر انسان می­آید.

انجیل متی، فصل 24، بندهای 27 و 30 و 35-36 و 45:

هم چنان که برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می­شود، پسر انسان نیز چنین خواهد بود...، آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه زنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوت و جلال عظیم می­آید...

مکاشفه یوحنا، فصل 12، بندهای 1-5

و علامتی عظیم در آسمان ظاهر شد، زنی که آفتاب را دربردارد، ماه زیر پاهایش و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است و آبستن بوده، از درد ناله و از عذاب زاییدن فریاد برمی­آورد... پس پسر فرینه را زایید که همه امتهای زمین را به عصای آهنین حکمرانی خواهد کرد و فرزندش به نزد خدا و تخت او ربوده شد....

کتاب اعمال رسولان، فصل 1، بندهای 9-11

... همین عیسی که از نزد شما به آسمان بالا برده شد، بازخواهد آمد، به همان طوری که او را به سوی آسمان روانه دیدید.

 

اعتقاد مسلمين دربارۀ امام زمان (شیعه و سنی)

مسلمين از نظر كلي بر دو گروهند،شيعه و سني؛ يكي از اعتقادات شيعه اين است كه خداوند متعال براي پيامبر اسلام حضرت محمد بن عبدالله« صلوات الله و سلام عليه» دوازده جانشين معين فرموده كه اولشان حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)و آخرشان حضرت مهدي «صلوات الله سلام عليهم اجمعين» مي باشند.

حضرت مهدي(عج)سال 255 هجري در شهر سامرا از پدرش حضرت امام حسن عسكري(ع)و از مادر خود جناب نرجس به دنيا آمد و تا كنون در قيد حيات است در سال تأليف اين كتاب كه سال 1417 قمري نوشته شده (1161) سال از عمر مبارك آن حضرت مي گذرد. ولي از انظار غايب مي باشد و پس از غيبت طولاني ظاهر خواهد شد و ظلم و ستم به وسيلۀ حضرتش ريشه كن مي گردد،گروهي از اهل سنت نيز به ظهور حضرت مهدي(عج)اعتقاد دارند و در همين رابطه كتابها نوشته اند.

و حقير بعضي از احاديث اهل سنت را در كتاب سيماي امام زمان(عج)نوشته ام. و متدينين به اديان آسماني هم معتقدند كه جهان به وسيلۀ يك مصلح الهي اصلاح مي شود. بالأخره امام زمان ما حضرت حجه بن الحسن المهدي از انظار غايب است و هيچكس از جايگاه و مقر و منزلش نشاني ندارد ووقت ظهورش را نيز كسي  نمي داند و اين از علوم خاصه حضرت پروردگار متعال است. حقير كه مطالعۀ مبسوطي در اين رابطه دارم و بيشتر كتابها را خوانده ام به مطالب جالبي دست يافته ام كه جنبۀ پيام دارد لذا در فكر آن شدم كه اگر نتوانم همۀ خبرها و پيامهاي حضرتش را به دست آوردم ولي از باب: (ما لا يُدْرِكَ كُلُّهُ لا يُتْرِكُ كُلَّه) بيشتر آنها را به دست آورده و در يك كتاب مستقلي تدوين نموده و آن را تحت عنوان(پيامهاي امام زمان(«عج»)به طبع رسانده و در دسترس عاشقان حضرتش قرار دهم.

اگر چه در عصر ما رسانه هاي گروهي و بولتون هاي خبري و ماهواره ها به همۀ اخبار جهان دست مي يابند و به گوش جهانيان مي رسانند،ولي وسائل خبرگيري و خبررساني هر چند پيشرفته باشد نمي تواند از امام زمان عليه السلام خبري دريافت نمايند اما توقيعات ونوشته هائي از آن حضرت در عصر غيبت صغري به وسيلۀ نواب اربعه به دست آمده و يا بعضي از علماء و عصر غيبت كبري افتخار تشرف حاصل نمودند و پيامهائي آورده اند كه اينك به بعضي از آنها مي پردازيم.

 



[1] - بنا به نوشته کتاب «قاموس مقدس» صفحه 951، «یسی» به معنی «قوی» از نامهای پدر حضرت داود (ع) است.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۷/۱۰/۲۲




چهل کلام گوهربار از حضرت مهدي عليه السلام

(1)

اَنَا الْمَهدي اَنَا قائِمُ الزَمان

منم مهدي منم قائم زمانه


(2)

اَنَا الَّذي اَمَلاءُ هاعدلاً کَما مُلِأَت جَوراً

منم که زمين را از عدالت پر کنم همانگونه که از ستم آکنده باشد


(3)

اَنَا بَقيةُّ الله في اَرضه

منم بازمانده ي ( حجتهاي ) خدا در زمين


(4)

اَنَا المُنتَقِمُ مِن اَعدائِه

منم انتقامجو از دشمنان خدا


(5)

اَنَا خاتَمُ الاَصِياء

منم فرجام اوصياء پيغمبر


(6)

وَبي يَدفَعُ الله عَزَّوجَلَّ البَلاءَ عَن اَهلي وَ شيعَتي

و خدا به سبب من از خاندان و شيعيانم بلا را دور مي گرداند


(7)

وَ اِنّي لَاَمانٌ لِاَهلِ الاَرض

و همانا من براي مردم گيتي امان از عذابم


(8)

اِذا اَذِنَ اللهُ لَنا في القَولِ ظَهَرَ الحَقُّ وَ اضمَحَلَّ الباطِل

آنگاه که خدا به ما اجازه ي سخن دهد، حق آشکار و باطل نابود مي گردد


(9)

وَ اَمّا ظُهوُر الفَرَجِ فَاِنَّه اِلَاللهِ تَعالي ذِکرُه

و اما ظهور فرج، بسته به اراده ي خداي متعال است


(10)

وَ کَذِبَ الوَقّاتُونَ

کساني که وقتي براي ظهور تعيين کنند، دروغگويند


(11)

اَکثِروا الدُعاءَ بِتَعجيلِ الفَرَج فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم

براي شتاب در گشايش کلي و همگاني، بسيار دعا کنيد که به راستي فرج شما در آن است


(12)

اِنَّهُ لَم يَکُن لِاَحَدٍ مِن آبائي اِلّا وَقَد وَقَعَتْ في عُنُقِهِ بَيعَةٌ لِطاغَيةِ زَمانِه

همانا هيچ يک از پدران من نبود، مگر اينکه بيعتي از گردنکش زمانش به گردن داشت


(13)

وَاِنّي اَخرُجَ حينَ اَخْرُجُ وَلا بَيعَةٌ لِاَحَدٍ مِنَ الطَّواغيتِ في عُنُق

من به پا خواهم خاست درحالي که پيمان هيچ يک از گردنگشان برگردنم نيست


(14)

وَاَمّا وَجهُ الاِنتِفاعِ بي في غَيبَتي فَکَا لا نِتفاعِ بِالشَمسِ اِذا غَيَّبَتها عَنِ الاَبصارِ السَحابُ

چگونگي بهره وري از من در غيبتم، چون بهره وري از آفتاب است آنگاه که ابرها آن را از ديده ها پوشيده دارند


(15)

وَ اَمَّا الحَوادِثُ الواقِعَةَ فَارجِعوُا فيها اَلي رُواةِ حَديثَنا فَاِنَهُم حُجَّتي عَلَيکُم و اَنَا حُجَّةُ الله عَلَيهِم

در رويدادهاي تازه، به راويان حديث ما رجوع کنيد، که آنها حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنهايم


(16)

فَاِنَّا يُحيطُ عِلمُنا بِاَنبائِکُمْ وَلا يَعزُبُ عَنّا شَيي مِنْ اَخبارِکُمْ

به راستي که علم ما بر اوضاع شما احاطه دارد و هيچ چيز از احوال شما بر ما پوشيده نيست


(17)

اِنّا غَيرُ مُهمِلينَ لِمُراعاتِکُم وَ لا ناسينَ لِذِکرِکُم

همانا در رعايت حال شما کوتاهي نمي کنيم و ياد شما را از خاطر نمي بريم


(18)

فَيَعمَلْ کُلَّ امْرِيٌ مِنکُم ما يَقْرُبُ بهِ مِنْ مَحَبَّتِنا

هر يک از شما بايد به آنچه به وسيله آن به دوستي ما نزديک مي گردد، عمل کند


(19)

وَلِيَتَجَنَّبْ ما يُدنيه مِن کِراهِيَتِنا وَ سَخَطِنا

بايد از آنچه به وسيله ان به ناخشنودي و خشم ما مي رسد، بپرهيزد


(20)

فَما يَحْبِسُنا عَنهُم اِلا ما يَتَّصِلُ بِنا مِمّا نُکرِهُه

ما را از ايشان دور نمي دارد، مگر آنچه از ناخشنوديها و ناگواريها که به ما ميرسد


(21)

اَمّا اَموالکُم فَلا نَقبِلُها اِلا لِتُطَهَّروُا فَمَنْ شاءَ فَليَصِلْ وَمَنْ شاءَ فَليَقطَعْ

اما اموال شما، آنها را نمي پذيريم، مگر به خاطر اينکه پاک شويد. پس هر که مي خواهد بپردازد، و هرکه نمي خواهد، نپردازد


(22)

مَنْ اَکَلَ مِنْ اَمْوالِنا شَيئاً فَاِنَّما يَا کُلُ في بَطنِه ناراً و سَيَصْلي سَعيراً

هر کس از اموال ما چيزي به ناحق بخورد، گويا آتش به درونش سرازير ساخته و به زودي در دوزخ افکنده خواهد شد


(23)

طَلَبَ المَعارِفِ مِن غَيرِ طَريِنا اَهلِ البَيتِ مُساوِقٌ لِاِنکارِنا

جست وجوي معارف جز از راه ما خاندان پيغمبر، برابر با انکار ما خواهد بود


(24)

اِنَّ اللهَ تعالي لَمْ يَخْلُقِ الخَلقَ عَبَثاً وَلا اَهمَلَهُم سُديً

به راستي خداي متعال مردم را بيهوده نيافريده و بيکاره رها نساخته است


(25)

بَعَثَ مُحَمّداً ((ص)) رَحمةً لِلعالمينَ وَ تَمَّمَ بِه نِعمَتَه

خدا حضرت محمد (ص) را برانگيخت تا رحمتي براي تمام جهانيان باشد و نعمتش را به وجود او تمامي بخشيد


(26)

وَ خَتَمَ بِه اَنبيائَهُ وَاَرسلَهُ اِليَ الناسِ کافَّةً

پيامبرانش را به او پايان داد و او را به سوي همگي انسانها فرستاد


(27)

اِنَّ الارضَ لا تَخلُو مِن حُجَّةٍ اِمّا ظاهِراً وَ اِمّا مَغمُوراً

همانا زمين از حجت خدا، خواه آشکار باشد يا پنهان ، خالي نمي ماند


(28)

اَبَي اللهُ عَزَّوَجَلَّ لِلحَقِ اِلّا اِتماماً و لِلباطِلِ اِلّا زُهُوقاً

خداي متعال ابا دارد براي حق، مگر اينکه به اتمامش رساند و براي باطل، مگر اينکه نابودش فرمايد


(29)

اَقدارُ اللهِ عَزَّوجَلَّ لا تَُغالَب وَ اِرادَتُه لا تُرَدّ وَ تَوفيقُه لا يُسْبَقْ

تقديرهاي خداي بزرگ مغلوب نمي شود و اراده ي او سرکوب نمي گردد و بر توفيق او هيچ چيز پيشي نمي گيرد


(30)

اَنَّه لَيسَ بَينَ اللهِ عَزَّوجَلَُّ وَبَينَ اَحَدٍ قَرابَه

همانا ميان خدا با هيچ کس خويشانوندي نيست


(31)

ما اَرْغَمَ اَنفَ الشَيطانِ بِشَييء اَفضَل مِنَ الصَلوة فَصَلِّها وَ ارغَم اَنفَ الشَيطان

هيچ چيز به مانند نماز بيني شيطان را به خاک نمي سايد. پس نماز بگذاز و بيني ابليس را به خاک بمالان


(32)

سَجدَةُ الشُکرِ مِن الزَمِ السُنَنِ وَاَجَبِها

سجده ي شکر از لازم ترين و واجب ترين سنت هاي مستحبي است


(33)

اَعوُذُ بِالله مِنَ العِمي بَعدَ الجَلاءِ

پناه بر خدا از نابينايي پس از روشنايي


(34)

وَ مِنَ الضَّلالَةِ بَعدَ الهُدي

و از گمراهي پس از هدايت


(35)

وَمِنْ مُوبِقاتِ الاِعمالِ وَ مُردياتِ الفِتَن

و از رفتار هلاکت بار و فتنه هاي نابود کننده


(36)

انِ استَر شَدتَ اُرشِدْتَ وَ اِنْ طَلَبتَ وَجَدَت

اگر خواستار هدايت و رشد باشي، ارشاد خواهي شد و اگر جويا شوي، مي يابي


(37)

فَاَغلِقوُا بابَ السُوالِ عَمّا لا يَعنيکُم

از آنچه به کارتان نيايد، پرسش نکنيد


(38)

وَ لا تَتَکَلِّفُوا عِلمَ ما قَد کفُيتُم

خود را براي دانستن آنچه کفايت شده ايد، به زحمت نيندازيد


(39)

اَنَّ الحَقَّ مَعَنا وَ فينا لا يَقوُلُ ذِلکَ سِوانا اِلّا کَذّابٌ مُفتَرٍ وَلا يَدَّعيهِ غيرُنا اِلّا ضالٌّ عَفويّ

به راستي که حق به ما و در دست ماست، جز ما هر که اين داعيه بر زبان آورد، دروغگو و دوغزن و گمراه و گمگشته مي باشد


(40)

قُلوبُنا اَوِعَيةٌ لِمَشيَّةِ الله فَاِذا شاء شئنا

دلهاي ما ظرف مشيت خداست. پس هرگاه او بخواهد، ما خواهيم خواست

 


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۷/۱۰/۲۲




تفاوت امام حسين(ع) و حضرت مهدي(عج) - صداى پاى مهدى می‌آید

 

تفاوت امام حسين(ع) و حضرت مهدي(عج)

 

مگر نه اين است که چهارده معصوم با يکديگر هيچ فرقي ندارند و از يک نور واحد هستند؟ امام حسن(ع) فرقي با امام حسين(ع) ندارد و امام حسين(ع) با حضرت مهدي(ع).

 

محرم که مي‌شود، وقتي براي امام حسين (ع) گريه مي‌کني، در دلت مي‌گويي اگر در کربلا بودي تا پاي جان براي امامت مي‌جنگيدي. يکي در فکر و خيالش خود را جاي حُر مي‌گذارد و مي‌گويد: «چرا حُر؟ کاش من اولين شهيد کربلا مي‌شدم.» ديگري خود را جاي علي‌اکبر(ع) مي‌گذارد. آن يکي مي‌گويد من با تمام وجود به جاي ابوالفضل(ع) مي‌رفتم و براي اهل‌بيت امام آب مي‌آوردم. اين که چيزي نيست به جاي يک جان، حاضرم صد جان براي امامم فدا کنم.

 

دريغ، اين طور نيست. اين احساسات، يک شور و احساس زود گذر است که فقط در همين دهه محرم مي‌ماند.
چندي پيش کسي صادقانه مي‌گفت: «اگر ما هم، در روز واقعه بوديم شايد از لشکريان عمر سعد نبوديم اما در سپاه امام حسين(ع) هم قرار نمي‌گرفتيم» پرسيدم: «يعني چه؟! چطور؟» گفت: «مي‌گويند ظهر عاشورا در فاصله چند فرسخي از کربلا، دقيقا زماني که بزرگترين واقعه تاريخ در حال وقوع بود، در روستايي مردم مشغول دوشيدن شير بزان و رسيدگي به امور جاري زندگي‌شان بودند. با اين که از قضيه کربلا هم ‌خبر داشتند. خب ما هم با اين دلبستگي‌ها و وابستگي‌هامان از همان مجموعه منفعل بوديم ديگه. مگر نه؟» ديدم بيراه هم نمي‌گويد.

 

مگر نه اين است که امام حسين(ع) امام زمان عصر خودش بود؟ و مگر ما نيز امام زمان نداريم؟ اگر امام حسين(ع) را مظلوم مي‌ناميم، خود حضرت مهدي(عج) فرموده که «من مظلوم‌ترين فرد عالمم.»
ما در خيالات خود حاضريم با دشمن امام حسين(ع) بجنگيم ولي در واقعيت حاضر نيستيم کوچکترين قدمي، حتي در حد خواندن روزانه يک دعاي کوچک براي امام زمانمان برداريم. شايد هفته‌ها يا ماهها يادي از مولايمان نمي‌کنيم، چه‌رسد به کشته شدن در راهش. نمي‌گويم براي امام حسين(ع) عزاداري نکنيم و آرزوي شهادت در راهش نداشته باشيم بلکه براي 1300 سال پيش خيال پردازي نکنيم و جامعه را براي ظهور بقيه‌‌‌الله، امام هميشه حي و حاضرمان، آماده کنيم و آن وقت اگر مرد شهادتيم بياييم به ياريش بشتابيم.
حال قبول داري که به ياري امام حسين(ع) نمي شتافتيم بلکه اگر خيلي لطف مي‌کرديم و خود را به اصطلاح مسلمان مي‌ناميديم به جنگ امامان نمي‌رفتيم و چه بسا وقتي زرق و برق پول، ثروت، پست و مقام را ببينيم از پيش قراولان سپاه دشمن مي‌شديم.

 

جز اين است؟ مي‌گويند ابن زياد پيشنهاد فرماندهي سپاه يزيد را در حالي به عمر سعد داد که براي نماز به مسجد کوفه رفته بود. در مملکتمان چند نفر مانند عمر سعد به ظاهر مسلمان خالص وجود دارد که مي‌توان پشت سرش نماز خواند؟

 

با اين آمادگي من و تو و ديگران در صورت قيام امام، سرنوشت منتقم خون حسين(ع) نيز چيزي غير از سرنوشت حسين(ع) نخواهد بود.

 

هر جمعه‌ي بدون ظهور، عاشوراي مهدي(عج) است.

 

 


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۷/۱۰/۲۲