باز هم کربلایت..............


سلام آقا جانم
سلام عزیزتر از جانم
آقا میدانم نوکریت را بلد نیستم اما میدانی آنقدرها هم بد نیستم

داغ بدن پاره پاره علی اکبرت،پهلوی شکسته ی قاسمت

دست به پوست آویزان شده ی کودکی پنج ساله

تلزی های طفلی شش ماه،دو دست قمری

تیر سه شعبه و سینه ای

خرابه سر بابا دختری سه ساله

بی حرمتی و خواهری دلسوخته

و فراق کربلا از زمانی که یادمان می اید آتش جانمان شده

کی به پروانگی میرسم و در این آتش فنا خواهیم شد نمی دانم اما

بیا جان عباست داغ فراق کربلا را بر دلمان نگذار.

نوکری ما در حد تو نیست اما تو برایمان اربابی و لطفی در حد خودت کن.

آقا جانم اربعین در راه است و

باز هم کربلایت..............


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۹۳/۰۹/۱۲