این مطلب رو یکی از دوستان فرستادند.

آیا واقعا حقیقت داره ؟؟؟!!


امام زمان (عج) مهربانتر از مادر است. ولی همه یک جور از این امام

مهربان ترس دارند. چرا؟


چرا؟ همه تصور این را دارند که با شمشیرش همه را خواهد کشت. این یک

تحقیق بود که خود پایگاه های مهدویت انجام داده بود. ولی متاسفانه همه این
 
تصور را دارند.


حضرت مهدی برای برپایی عدالت قیام میکند.

حضرت مهدی (عج) مظهر عدالت مهربانی و همه خوبی ها و زیبای ها
است.

نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۸/۱۷




این مطلب رو یکی از دوستان فرستادند.


دوستی است همراه یعنی در سخت ترین لحظه های زندگی هم در کنارته و

کمکت می کنه.

پدری است که هیچ وقت از یاد فرزندش غافل نمی شه و همیشه همه جا می

دونه که فرزندش کجاست و چی کار می کنه.

مادری است که برای تمام فرزندانش(تمام بشریت بخصوص شیعیان) پیر و

جوان مانند مادری که برای فرزند خردسالش دل سوزی می کند دل سوزی

می کند . نه مانند مادری که برای فرزند بزگسالش و همه فرق بین این دو

دل سوزی را بسیار خوب می دانند.

توجه کنید امام در دوران غیبت هم امامه و شان امامت چیزی نیست که با

غیبت از بین بره و ایشان در دوران غیبت هم تمام این خصوصیات ذکر

شده در حدیث را داراست.

و در پایان خدایا تو را سپاس می گوییم که برما منت گزاردی و ما را از

نعمت ولایت چنین امامی برخوردار نمودی و ما را از کمترین نوکران این

پدر مهربان قرار دادی.



نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۸/۰۶




منم باقیمانده خداوند بر روی زمین او و

انتقام گیرنده از دشمنانش.

(امام زمان(عج))


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴


یک حرف با دو نشان


قال رسول الله (ص) فی آخر الزمان: انسیاب الترک عن الاسلام. پیامبر گرامی (ص) درباره­ی یکی از نشانه­های آخرالزمان فرمودند: «آن گاه که مردم سرزمین ترک از اسلام کناره­گیری کنند.» این کلام پیامبر (ص) درست در زمانی بیان شد که اسلام هنوز به منطقه ترکیه نرسیده بود ولی پس از رحلت آن حضرت یعنی دهها سال بعد، اسلام وارد آن جا شد و با مرور زمان کم کم تمام آن منطقه به اسلام گرویدند و پس از آن بود که منطقه ترکیه بیش از هزار سال به عنوان یک کشور مقتدر اسلامی، حکومت داشت و در طی این دوره، آن منطقه روز به روز بر رونق و پیشرفت و صنعت و تمدن شکوفایی نایل شد و قرنها سرزمین علم و ایمان و مرکز تحصیل علوم، و اندیشمندان بسیاری داشت و امروز آثار باستانی بسیار باشکوه و بی نظیر از آنها برجای مانده که همه ساله مورد بازدید صدها هزار نفر از گردشگران است و تمام نواحی یعنی کشورهای اطرافش تحت تأثیر آنها قرار گرفتند و به اسلام گرویدند، این یک طرف قضیه است و از طرفی دیگر، اکنون که زمان حاضر است می­بینیم که دستهای پلید صهیونیزم در آن منطقه رخنه و نفوذ کردند و همین سبب شد که آنها با برنامه­های انحرافی و تبلیغات سوء و به خصوص با برنامه‌های تلویزیونی و مجلات و سرگرمیهای مغرضانه، باعث تخریب اعتقاد و ضعف ایمان آنها گشته و امروز در آنجا شاهد رواج و گسترش فساد و بی دینی روزافزون هستیم و رفته رفته  مردم آن سامان اسلام که دین رایج آنها بود به کنار گذاشته و معتقدات ضد دینی در آنها رو به افزایش است و اکنون صحت کلام پیامبر گرامی (ص) را بهتر درمی­یابیم که فرمودند از نشانه­های دوره آخرالزمان، مردم سرزمین ترک از اسلام کناره گیری می­کنند و در واقع پیش بینی آن حضرت دربار­ه­ی ترکیه، که بعدها به یک مملکت اسلامی مبدل شد خود یک معجزه از آن حضرت بود و معجزه­ی دوم آن حضرت برای امروز که به وجود آمد وضعیت پیش بینی شده که امروز دقیقاً همانطور شده است.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴


اسلام و مسلمانی در آخرالزمان


قال رسول الله(ص): «ان الاسلام بدأ غریباً و سیعود غریباً کما بدأ، فطوبی للغرباء.[1] » پیامبر گرامی (ص) فرمودند: «که اسلام در آغاز شکل­گیری و پیدایش، غریب و تنها بود و همچنین در آخرالزمان اسلام به این وضعیت باز می­گردد، پس خوشا به سعادت آن عده کم و تنها و غریب در هر دو زمان.» بله مسلمانان در آغاز شکل­گیری اسلام، عده آنها بسیار کم بود و در مقابل درگیر با سختی­ها و مشکلات انبوه روبرو بوده­اند، چون در آن زمان همه­ی مردم کافر و عده­ای مشرک و یا بت پرست و متحجر و جاهل و بی­سواد و بی‌رحم بودند و قرنها بود که مردم این چنین ساخته شده و به این وضعیت عادت داشتند و آنگاه که پیامبر ندای توحید و آیات قرآن را بر مردم می­خواند، مردم متعجب از این برنامه­ها و حرفهای جدید بودند و اینها را مغایر و متضاد با کیش و رسومات خود می­دانستند، لذا دست به اذیت و آزار و خشونت و تهدید و ارعاب و گاهی راه جنگ را پیش می­گرفت و آن عده بسیار کم که دعوت پیامبر (ص) را پذیرفته بودند به ناچار و از ترس دشمن، ایمان و اعتقاد خود را به اسلام پنهان می­کردند چون از هیچ بلا و گرفتاری آن جاهلان بی خرد در امان نبودند و در میان آن مردم واقعاً غریبانه و مظلومانه روزگار سختی را گذرانیدند و پس از آن بود که کم کم و با تحمل مشکلات و قلم و سخن و جهاد و مبارزه می­کردند و با مرور زمان به توسعه و افزایش مسلمانها منجر شد و پس از آن بود که موفق به تشکیل دولت اسلامی قدرت یافتند، لذا پیامبر گرامی (ص) این موضوع را ربط به وضعیت مسلمان در آخرالزمان تشبیه کردند چون در این زمان می­بینیم که بیشتر مردم مسلمان در همه جای دنیا بر اثر یوغ پلید استعماری و هجوم فرهنگ غربی که حاصل آن، بی بند و باری و فساد و گسستن مردم از تاریخ باشکوه خود و به هم ریختن کانون گرم سالم و باصفای خانواده و عدم احساس و مسئولیت در قبال دین و آیین و وطن و میهن خود می­باشند و روز به روز ضعف ایمان و زوال اعتقاد پاک و مقدس الهی در میان مردم را مشاهده میکنیم. و عده­ی مسلمانان واقعی که ایمان راستین دارند، روز به روز در میان این مردم بی دین شده کمتر می­شوند و احساس ضعف و تنهایی می­کنند و غریبانه روزگار خود را می­گذرانند.



[1] - بحار الانوار، جلد 52.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴


در آخرالزمان كارها بر عكس مي شود


من اشراط الساعه:1-كثرة القراء، 2-و قله الفقها، 3- و كثرة الامراء، 4- و قله الامناء، 5- و كثرة المطره، 6- و قله النبات.

پيامبر گرامي مي فرمايند:از نشانه هاي آخرالزمان و نزديكي ظهور امام زمان(عج)آن است كه:1- اغلب مردم با سواد مي شوند، 2- ولي عدۀ مردم دانا و آگاه كمتر مي شود، 3- فرمانروايان و حاكمان و مأمورين بيشتر مي شوند، 4- ولي افراد امين و مورد اعتماد مردم كمتر مي شوند، 5- بارانها در همه جا افزايش مي يابد، 6- و سبزه و گياه كمتر مي شود.

از جملۀ اول و دوم اين را مي فهميم كه در آخرالزمان عدۀ افراد با سواد بيشتر مي شود ولي متأسفانه افراد آگاه و دانا كمتر مي شود و همان طور كه مي دانيم سواد داشتن بدون آگاهي و دانايي بي فايده است چون مي­بينيم كه بيشتر افراد خلافكار،با سوادند،ولي آدم عاقل و فهميده كم است و لازم است سواد با عقل و درك و فهم باشد.

براساس جملۀ سوم مي فهمیم كه عدۀ فرمانروايان كوچك و بزرگ هر روز بيشتر مي شوند،از رئيس جمهور تا وزيران و رؤسا،دوائر و ارگانها،تا پليس و پاسبان، اما هر چه عدۀ آنها بيشتر مي شود بي نظمي وكم و كاستي در جامعه باقی مانده است.  بر تعداد جنايت و جنايتكار افزوده مي شود. هر میزان که  مأمورين انتظامي در ارگانهاي مختلف اضافه شوند  باز هم تعداد آنها كم است.

توضيح جملۀ چهارم اين است كه در آخرالزمان افراد امين كم مي شوند، افرادي كه قابل اعتماد باشند، بسيار كم هستند به خصوص اگر طرف مقابل را نشناسي و او هم تو را نشناسد آن وقت خدا رحم كند و همچنين مغازه دار و قصاب و فروشنده و با هر كسي كه بخواهي خريد و يا دادوستد كني يا جنس را گران مي دهند و يا جنس را بد و نا مرغوب مي دهند.

توضيح جمله پنجم و ششم اين است كه مي بينيم میزان برف و بارانها بيشتر شده ولي باز هم خشكسالي و كم آبي وجود دارد و شرايط طبيعي به گونه اي است كه مراتع و جنگل ها به شدت همواره در حال كاسته شدن و نابودي است. همان طور كه كارشناسان علوم طبيعي در زمان ما گناه را به گردن خراب شدن لايۀ اوزون مي دانند و روي هم رفته هر طور كه حساب كنيم مي بينيم كه خيرو بركت در حال از بين رفته است زیرا مردم عوض شده، همه با سواد ولي تعداد افراد آگاه و دانا كه خوب درك كنند و خوب بفهمند، کم است.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴


مردم آخر زمان


شيفته خارجي‌ها و مدلهاي آنها مي­شوند

·    پيامبر گرامي از پديد آمدن وضعيتي سخن می‌گوید که هیچگاه در زمان خود و حتی قرنها بعد از وی، اینچنین چیزی وجود نداشت و آنحضرت، موضوعی را بیان می‌کند که امروز، ما آنرا عیناً داریم می‌بینیم و چه بسا مردم آنروز، ‌بخوبی نمی‌توانستند متوجه مفهوم حقیقت گفتار پیامبر شوند چون اینطور چیزی در آنزمان وجود نداشت.

عن النبی (ص) قال: اذا سمعتم بناس یأتون من قبل المشرق اولی دهاء یعجب الناس من زیهم، فقداً ظلتکم الساعه[1].

·    «از پیامبر گرامی نقل شده که ایشان درباره یکی از اوضاع بد مردم آخر الزمان اینچنین فرمودند: آنگاه اگر شنیدید که مردمی از شرق سوی شما می‌آیند و آنها ظاهری با مدلهای جور واجوری که دارند باعث جلب توجه همه می‌شوند و آنها اسم و رسمی دارند و مردم از دیدن آنها، شیفته ظاهر و مدلها و فرم گوناگون آنها می شوند پس آنوقت است که مردم به گمراهی می‌روند».

·    زی، أزیا: یعنی مد و مدهای جور واجور

·    انواع مدلها از سر تا پا گرفته، از مدلهای آرایش کردن موهای سر و صورت، تا لباس و کیف و کفش و شلوار و دامن و و و

·    پیامبر گرامی از مدهای جور واجور از خارج آمده سخن می‌گوید که این عارضه، تنها در آخر الزمان است که بوجود می‌آید و در زمان آنحضرت، هیچگاه چیزی بعنوان مد و مدگرائی و دنباله‌روی از خارجیها در میان مردم رواج نداشت و این وضع، تنها در زمان ما است که همه جا دیده می‌شود.

·    پیامبر گرامی می‌فرماید که در آخر الزمان،‌آنچنان مردم پیرو و دنباله‌رو خارجیها و شیفته مدگرائی آنها می‌شوند که از خود بیخود می‌گردند و تمامی آداب و رسوم و سنتهای خوب اجتماعی را فراموش می‌کنند و همه را کنار می گذارند.

·    آنحضرت می فرماید که در آنصورت،‌ مردم آنزمان، ‌واقعاً گمراه می شوند و ضرر و زیان و بدبختی و نتیجه این رفتار و کردار و تقلید کورکورانه از خارجیها را به خود مردم تحمیل می‌شود.

·    معمولاً مدگرائی،‌ نهایتاً به سمت بی‌بندوباری و توسعه فساد و فحشا منتهی می‌شود و از این حرف من، کسی ناراحت نشود چون خیلی‌ها را دیدیم وقتیکه رفتند توی مد، نتیجه‌ای جز این نداشت و بالاخره، دیر یا زود، دنباله‌رو مدگرائی، آخرش بفساد کشانیده می‌شود.

·    بی‌جهت و بی‌دلیل نیست که امروز در ماهواره و تلویزیون، چیزهائی برای مردم نشان میدهند و فوراً مد می‌شود و فردایش می‌بینیم که آن چیز مد شده، در همه جا فراوان در اختیار مردم قرار می‌گیرد باید بدانیم که دشمن ما بیکار ننشسته و رگ خواب ما را خوب می‌داند و بی‌امان در حال نقشه و برنامه‌ریزی برای ما است تا مردم مسلمان و اصیل را کم‌کم از خود بیگانه کند.

·    ما حالا خارجی می‌بینیم و همچنین با مدلهای جود واجور از خارج آمده را مشاهده می‌کنیم و فوراً هر که در هر جا که هست شیفته و دلباخته آنها می‌شود و با تقلید و درآوردن ادا و اطفار آنها بیدرنگ اقدام می‌کند خارجیها را چه شخصاً از نزدیک ببینیم و یا از تلویزیون و ماهواره دیده شوند فرقی ندارد.

·    پیامبر گرامی از چهره‌های معروف و سرشناس این زمان یاد می‌کند که مردم، ادا و اطفار مدهای جور واجور آنها می شوند.

·    اولی دهاء: یعنی کسانی که اسم و رسمی در میان مردم دارند و اینروزها می بینیم کسانی اسم و رسم و شهرت و محبوبیت دارند که یا هنرپیشه‌اند و یا بنوعی ورزشکار‌اند و یا خواننده و رقاص، و اینها الگو شدند الگو برای آن عده افرادی که سبک مغز و بیخردند و متأسفانه عده آنها هم بسیار است و می‌بینیم که دخترها و پسرها هر کدامشون، با چقدر فیس و افاده، ادا و اطفار یکی از این شخصیتهای کاذب را درمی‌آورند و کاری ندارند که این ادا و اطفار شیوه های لباس و آرایش آنها به قیافه خودشان می‌آید یا نمی‌آید فقط می‌خواهند بگویند که کلاس و تیپ من مثل فلان بازیگر سینما و یا خواننده و یا و و و و می باشد و هیچ نوع استقلال فکری برای خود ندارد.

·    مدگرائی برای جان مردم، یک مرض شده و درمانش واقعاً مشکل و لاعلاج است مرضی که دردش بظاهر شیرین و دلچسب است ولینتیجه‌اش و نهایتش، فرو رفتن در گرداب و لجنزار بی‌بندوباری و بی‌دینی است و عاقبتش دگرگون کردن اوضاع جامعه بنفع بیگانگان و بفساد کشاندن مردم است.

·    ای پیامبر خدا پیامت را که آنروز گفته بودی،‌ اینک بدست ما رسید و زمانی متوجه آن شدیم که کار از کار گذشته و متأسفانه، پند و موعظه هم دیگه فایده‌ای ندارد و گویا مردم، ندانسته و نسنجیده و بدون اینکه خود بخواهند باید اینطوری باشند والا با نگاههای تحقرآمیز و تهمتهای عقب افتاده و امل بودن را به ما می‌چسبانند و سبب شرمندگی ما خواهد شد.



[1] - الملاحم و الفتن ، صفحه28



نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴


واي بر امت عرب
نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴


زوال­هاي سنت خوب در آخرالزمان


در آخرالزمان وضع مردم از هر لحاظ با وضع مردم گذشته فرق مي كند و سنت ها و آداب و رسوم خوب مردم از بين مي رود. به جاي آن ملل گرايي و تجملات و شيوه هاي ناپسند و خلق الساعه جايگزين مي شود.

من جابر ابن عبدالله،عن النبي«ص». فَسَأَلَلْتَهُ عَنْ ذلِكَ، فَقالَ اِنَّهُ لا تَقُومُ السّاعَهُ حَتَّي تَتَّخِذُ الْمَساجِدَ طُرُقًا، وَ حَتَّي يُسَلَّمُ الْرَجُلَ عَلَي الْرَجُلِ بِالْمَعْرِفَهُ، وَ حَتَّي تَعلَوا الْخَيْلِ وَ النِّساءُ ثُمَّ تَرْخَصُ وَ لا تَعْلَوا[1]....

جابر ابن عبدالله مي گويد: از پيامبر گرامي در باره ي آخرالزمان و ظهور پرسيدم، آن حضرت فرمود: ظهور حضرت مهدي «ع» انجام نمي شود تا اين كه در آن زمان، مردم نسبت به مساجد بي اعتنا شوند، و يك مرد وقتي به مرد ديگري سلام مي كند كه حتماً بايد او را بشناسد و يا با همديگر كاري داشته باشند. وآن زمان كه زن و شوهرش به امر كار و تجارت مي پردازند كه اين نشان دهنده افزوني حرص آنها به مسائل دنيوي است. از سنت هاي خوب اسلام، اهميت دادن به مساجد است، چون مساجد بهترين جايگاه براي تجمع مردم و محل با صفا براي نيايش و راز و نياز با خداوند است. در مساجد مراسم وعظ و خطابه و اجراي مراسم مذهبي انجام مي شود و جايگاهي براي آشنا شدن با مسائل شرع و احكام است. مساجد، بهترين كانون براي ارتقاء سطح فرهنگ و امور و مشكلات مردم در تمام زمينه ها است و در آن زمان، مساجد، تنها يك ساختمان بزرگ و دكوري و بلا استفاده باقي مي ماند ومردم از دين و آئين هر روز بيشتر دور مي شوند و از رفتار و كردار مردم آثار غرب زدگي بيشتر نمايان مي شود.

دوري از مساجد يعني غفلت از ياد خدا و نشانه هاي ضعف ايمان و پايبند نبودن به اصول و آداب اسلامي است.

از سنت­هاي خوب اسلام،سلام كردن به يكديگر است نه اين كه به كسي سلام كني كه او را  مي‌شناسي و يا با او كار داشته باشي و اين طور نباشد به كساني كه آن­ها را نمي شناسيم سلام نكنيم، آيا مي دانيد كه سلام سلامتي است يعني سر آغاز خوبي ها و كليد اول مهرباني ها است، آن را پاس بداريم.



1- عقدالدر ص331


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴


رواج بنگ و اعتیاد


«روی عن طریق اهل البیت عم رسول الله (ص) انه قال: سیاتی زمان علی امتی یأکلون شیئاً اسمه البنج، انابری منهم و هم بریئون منی»

از پیامبر گرامی نقل شده که ایشان فرمودند: برامت من زمانی فرا می­رسد که مردم چیزی را مصرف می­کنند که نام آن بنگ است، بدانید که من از آنها بیزارم و آنها از من بدورند.»

بنگ از خانواده­ی مرفین است و در میان مردم، اصطلاح شومی است چون همه ضررها و بدبختیها و عواقب بد آنرا دیده­اند، بنگ نوعی از محصولات اعتیادآور است و هر آدم عاقل، از آن نفرت دارد.

اسلام، همواره  مردم را به تفکر و اندیشیدن دعوت می­کند و برای انجام هر کاری، بکارگیری عقل و خرد را سفارش می­کند و آنرا یک وظیفه لازم و ضروری میداند تا انسان، مرتکب خطا و دچار گرفتاری نشود.

پیامبر گرامی بر این اساس، نفرت خود را از اعتیاد و مورفین، اعلام می­کند. چون اینها مایه ضرر و آفت سلامتی جامعه می­باشند و امروز کسی نیست که از این پدیده­ی شوم بعنوان مایه­ی فساد و تباهی جامعه، آنرا نشناسد. در زمانی که پیامبر گرامی این سخنان را بیان می­فرمود هنوز چیزی بعنوان بنگ و مورفین وجود نداشته و حتی در میان سلاطین و شاهزادگان آن زمانها چیزی بعنوان بنگ و مورفین و اعتیاد، هنوز یادی نشده است.

باید بدانیم آنچه را که آن حضرت از آن به بدی یاد می­کند حتماً خدا هم از انجام این کارها، راضی نخواهد بود و بلکه همه­ی اینها مورد غضب خداوند قرار می­گیرند و نکته­ی جالب اینجا است که افراد معتاد و آنها که در خرید و فروش و تهیه­ی مواد مخدرها سرو کار دارند، عاقبت خوبی ندارند و عاقبت بخیر نمی­شوند و اگر هم دیده شد ولی در نهایت دیدیم که با یک حادثه و ماجرای بدی ختم به شرّ شد.

مواد مخدر ظاهراً انواع گوناگونی دارد که در اصل، هم از یک خمیر مایه، تهیه می­شود و هرچند که درجه­ی اعتیاد آن هم کم باشد مایه­ی ضرر است و بر ما است که از آن در حذر باشیم و مراقب اطرافیان خود باشیم.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴


زیاد شدن اراذل و اوباش در آخرالزمان


از تمام احادیثی که در رابطه با آخرالزمان از پیامبر گرامی و امامان ما نقل شده، در مجموع این را به ما می­فهماند که در آخرالزمان، بیشتر مردم، بد می­شوند و رفتار و کردار درستی ندارند، و آن عده هم که خوبند واقعاً کم هستند و هیچگونه سازشی با افراد ندارند.

مردم خوب و با ایمان در اقلیت هستند و در میان مردم پخش می­باشند. لذا از وحدت و دلگرمی همدیگر بدورند و هرکس در هر جائی که هست احساس غربت و تنهائی می­کند، پس افراد خوشبخت در این جامعه چه کسانی هستند؟

عن رسول الله: «یاتی علی الناس زمان یکون اسعد الناس بالدنیا، کلع ابن کلع.»

پیامبر گرامی فرمودند: «ای مردم بدانید که زمانی فرا میرسد خوشبخت ترین افراد مردم در این دنیا، کسی است که معلوم نیست پدر او کیست و از چه کسی بعمل آمده.»

اینگونه افراد به یقین که مهره­ی ناسالمی در جامعه می­باشند چون نه به خانواده­ای تکیه دارند و نه به قومیت و ملیت معتقدند و نه به فرهنگ و استقلال، اهمیت می­دهند و نه رگ غیرت دینی دارند و نه عرق ملی و نه به اصول اخلاقی پای بندند و به هیچ چیزی وابسته نیستند یعنی افرادی هستند که سرتاسر وجودشان بی اهمیتی و بی بند و باری است و معمولاً اینگونه افراد در جامعه­ای که بی بند و باری در آن حاکم باشد خیلی راحت تر از بقیه­ی زندگی می­کنند و هر کاری حاضرند انجام دهند و به هر جرم و جنایتی حاضرند تن دهند و هر گناه و معصیتی را انجام می­دهند، و اینگونه افراد در جامعه، بسیار جسور و بی باک می­باشند چون واهمه و ترس برای آبرو و حیثیت ندارند، البته مخفی نماند که در اینگونه افراد، آدمهای خوبی در میان آنها دیده شده ولی غالباً می­بینیم که اکثراً افراد نادرستی هستند، و اتفاقاً در خیلی از کشورها تحقیقاتی بعمل آمده، این است که بیشتر افرادی که جنایت می­کنند و افرادی که در فیلمهای نامناسب بازی می­کنند و افراد شرور و خائنی که خلافهای سیاسی، وطن فروشی و برپاکننده مشکلات و بروز جنگها مرتکب می­شوند، آنها از نعمت خانواده، محرومند و اصل و نسب آنها معلوم و مشخص نیست و از دوران طفولیت تا بزرگ شدند، و از کانون گرم و پرمحبت خانواده، بهره­ای نبرده­اند و اینها هرچه که به یاد دارند بدرفتاری و خشونت بوده، روز و شب را در کنج تنهایی و جدایی و بریدگی از کانون گرم و صمیمی و پرمهر و محبت خانواده گذرانده­اند و اینگونه افراد، وضعیت و شرایط خاصی دارند که درد و رنج و بی مهری و بی هویتی، همواره روح آنها را می­آزارد و امان از وقتی که اینها بزرگ شوند و کاره­ای بشوند.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴


بزرگترين جنايت رژيم اموي



ملاحظة تاريخ خلفاي غاصب و غارتگران انديشه، خصوصاً امويان، نشان مي‌دهد كه آنان براي بقاي حكومت ستمگرانة خود مي­كوشيدند تا ماهيت شرك براي مردم ناشناخته بماند و در ساية آن، امت اسلامي را به سوي تاريكي كفر جاهليت (شرك در طاعت) سوق مي دادند و به نام اسلام، از اين سنگر به نفع حكومت خود استفاده مي­كردند.

خداوند در قرآن مي فرمايد چنگ زدن بر حلقة بس استوار و ناگسستني توحيد، در صورتي ماية بقا و برتري انسان مي گردد، كه مؤمن در مرحلة اول به طاغوت (موجود خودخواه مخالف آزادي ) كفر ورزد و آنگاه به خدا ايمان آورد. كفر ورزيدن به طاغوت و رهايي از چنگال آن، موجب شناخت حقيقت طاغوت است. رژيم طاغوتي اموي نيز كه بر سرنوشت مسلمين حاكم بود، مردم را از شناخت طاغوت باز مي­داشت؛ زيرا مي دانست اگر مردم تنها حقيقت ايمان به خدا را دريابند، پيوسته انديشه­هاي آنان گرفتار اوهام شرك آميز خواهد بود و آنان، به راحتي مي توانند به مقاصد شوم و شيطاني خود نايل آيند.[1]

آري، دشمنان اسلام به خوبي دريافته بودند كه براي بيرون راندن مردم از منطقة نوراني توحيد و ولايت خداوند و رهبراني كه جامعه را به سوي صفات الهي سوق مي دهند، بايد آنها را از شناخت ماهيت شرك باز دارند و به وسيلة آرزوهاي كاذب، از نور فطرت به سوي ظلمات كفر و حوزة ولايت طاغوتهاي شيطاني و آدم نما رانده، از بندگي و پيروي آفريدگار جهان بازدارند، و آنگاه حلقة همة انواع بندگي ها را به گردن آنها بياويزند و مانع هر نوع تعالي و تكامل در جامعة اسلامي باشند.2

امام صادق(ع) فرمود بني اميه به مردم در فراگرفتن ايمان، آزادي داده بودند و از فراگرفتن شرك و شناخت ماهيت آن باز مي داشتند، و اين گونه روش در حكومتشان، به اين دليل بود كه هرگاه خواستند براي رسيدن به هدفهاي خودشان از اين سنگر استفاده كنند و مردم از برنامه هاي آنان پيروي كنند.3

اكنون ارزش پيام پر ارج پيشواي عاليقدر اسلام كه « من ماتَ وَ ليسَ عليهِ إمامُ فميتهُ ميتة جاهليه » را درك مي كنيم و مي فهميم كه چرا آن حضرت در نجات مردم از خطر شرك و زندگي در نظام ظالمانة جاهليت و حاكميت و سيطرة رهبران غير صالح، پيروي از امام عادل را شرط اساسي توحيد و نظام الهي دانسته و عصيان عليه امام عادل را جاهليت ناميده و مرگ در آن حالت را مرگ جاهلي معرفي كرده است.

كتاب حاضر، مجموعه مقالاتي است كه به قدر توان و بضاعت اندك نويسنده، در شناساندن امام معصوم و عاليمقامي كه اميد يگانة مستضعفان و منتظران واقعي حضرت و تنها پناهگاه آنان است، نوشته شده است. همانان كه در راه گسترش عدالت و فراهم آوردن زمينة انقلاب جهاني اش، پيوسته در تلاش و تكاپويند.

پروردگارا! در راه معرفت آن بزرگوار و احساس وظيفه در هنگام غيبتش، ما را مدد فرما و روح مسئوليت در انتظار او و ايمان به حضرتش را در جانمان تقويت فرما.

اللهمَّ إن حالَ بيني و بينهُ الموتُ الَّذي جعلتهُ علي عبادكَ حتماً مقضياً فأخرجني مِن قبري موتزراً كَفَني شاهراً سيفي مجرداً قناتي ملبياً دعوه الداعي في الحاضرِ و البادي، اللهمَّ ارنا الطلعة الرشيده والغره الحميده واكحَل ناظِري بنظره مني إليه و عجل فرجه، وَ سهل مخرجه وَ أوسع منهجه واسلك بي محجتهُ و أنفذ امرهُ وَ اشدُد ازرهُ واعمرِ اللهمَّ بهِ بلادكَ وَ احيِ بهِ عبادكَ![2]

بارالها! اگر پيك مرگ دررسيد و همانند همة انسانها مرا نيز همراه خود ساخت و در زمان زندگي نتوانستم ظهور و قيام مصلح راستين الهي را دريابم تا با فرمان او در راه عدالت و ايمان، عليه دشمنانش به جهاد برخيزم ( از درگاه با عزتت مي طلبم تا) به هنگام به پاخاستن او مرا از قبرم بيرون كن، تا در حالي كه كفنم را پوشش ساخته و شمشيرم را آخته ام و نيزه اي برافراشته دارم، به ياري او بشتابم و بر نداي آسماني منادي عدالتش، كه در پهنة گيتي همة مردم را براي ايمان فرا مي خواند، لبيك گويم.

پروردگارا! طلعت زيبا و چهرة نوراني و پيشاني ستوده شده اش را آشكار فرما، تا با نگريستن به او بر چشمان بي رمق خود نيرو و توان بخشم و ظهورش را نزديك گردان و وسيلة حكومتش را فراهم فرما و بر راه عدالت او وسعت بخش و مرا در مسير تلاش براي حكومت الهي اش وادار و فرمان او را بر دلها بنشان و او را ياري كن، تا در پرتو ياري تو بر ويرانگي هاي ستم پايان بخشد و آبادكنندة سرزمينها باشد و احياكنندة دلهاي فرسودة مردمي باشد، كه بر اثر بيدادگري زندگي خود را از دست داده اند.



[1]-  (سوره بقره، آیه 256)

2- (سوره بقره آیه 257)   

3-عن ابی عبدالله (ع) قال: ان بنی امیه اطلقوا للناس تعلیم الایمان و لم یطلقوا تعلیم الشرک لکی اذا حملوهم علیه لم یعرفوه» (اصول کافی، ج 2، ص 415)

 

[2] - قسمتی از دعای عهد از امام صادق (ع)


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴


خطر بزرگ


مهمترين بيماري يي كه اجتماع امروز را تهديد مي كند و سقوط و انحطاط آن را قطعي مي سازد، يأس و نااميدي از رسيدن به سعادت است. اگر اين بيماري غم­بار و مصيبت زا در انديشه و افكار عمومي، بويژه نسل جوان كه توان و قدرت جامعة آيندة ما بستگي به وجود آنها دارد، رسوخ كند، خطرناك ترين عامل براي متوقف ساختن فعاليت­هاي آنان در راه كمال و تعالي آينده­شان است.

جوان تحصيل­كرده­اي كه مدارج عالي علمي را پيموده، هنگام ورود به اجتماع، محيط زندگي خود را مورد بررسي قرار مي دهد و در اولين مرحله از مطالعاتش، متوجه اين نكته مي­گردد كه پس از طي مراحل علمي، اكنون به صحنة كار و كوشش وارد شده و عهده دار مسئوليتي شده و نمي داند چه بايد انجام بدهد. لذا در آغاز ورودش به جامعه، دچار نگراني و اضطراب روحي و بلاتكليفي مي­گردد؛ كه از نتايج شوم سلطة استعمار است. پيوسته در انديشه است و افكارش به هم مي ريزد؛ زيرا تكيه گاهي را در محيط فعاليتش نمي بيند و در جهاني كه او در گوشه اي از آن زندگي مي كند، جز بي­رحمي و اختلاف و بي­عدالتي و هزاران اعمال ناشايست و غيرانسانی چيزي وجود ندارد.

استعمار چنان آلودگي و تباهي در تمام شئون حياتي مردم ايجاد مي كند، كه فرد به محض ورود به اجتماع، در ميان شعله هاي برافروخته شدة فساد اخلاقي، يكسره مي سوزد و نابود مي شود.

براي اينكه فرد در اطراف خود محيطي را مي­نگرد كه به سوي اضمحلال مي­رود، گناه و آلودگي همه جاي آن را فراگرفته و مردمش در گير و دار كشمكش­ها و اضطرابات روحي هستند، و اصولاً چنين جامعه­اي، سرانجامش جز مبدل شدن به جهنمي سوزان نخواهد بود. اين خود يكي از سنتهاي ثابت و لايتغير نظام خلقت است كه گروه گناهكار و عصيانگر، زماني كه راه انسانيت را نپيمايد و دست از فضيلت و تقوا بشويد و معنويات را كنار بگذارد عليه فطرت خويش قدم بردارد، بدان سان كه مفسدت و تباهي آنها را احاطه نمايد، سرمنزلش جهنم و عذاب دردناك و گرفتاري جاودانه و ابدي است.[1]

مشكل تر اينكه پيداكردن شغل شرافتمندانه براي جوان تحصيلكرده، خود مهمي است كه پس از فراغت از تحصيل بايد در پي آن باشد و بدين وسيله به زندگي ادامه بدهد، ليكن عاقبت با همة رنجها و تلاشها و مشقتهاي خود، جز آشفتگي و وازدگي و سرگرداني در گرداب زندگي، ديگر هيچ نمي بيند. لذا از دنيا سير مي شود و نااميد و مأيوس مي شود، به طوري كه دو روزة زندگي خود را همراه غم و اندوه به سر مي برد و به آيندة تيره و تار خود و زندگي بي هدفش فكر مي كند و آنگاه همه را هيچ و پوچ مي داند، خلاصه انساني مي شود كه در لاك خود فرو مي رود و باقي عمر را در پي فحشا و ناپاكي مي­گذراند و يا به دامان مواد خانمان برانداز مخدر پناه مي برد و به اصطلاح با تز « دمي را خوش باش » گذران زندگي مي كند؛ چون برايش كاملاً روشن مي شود كه آيندة او در دست چه كارگردانان نابخرد و ناجوانمردي است و چه صحنه هاي وخيم و وحشت زايي را در پيش دارد. اين طاغوت هاي خطرناك از هر عمل خلاف فضيلت و شرافت رويگردان نيستند و گويي رحم و عاطفه اي در دل ندارند و از انسانيت بويي نبرده اند و آدمي را مبدل به موجود درنده خويي ساخته و مجتمع بشري را به صورت جنگلي درآورده اند كه حيوانات گوناگون از نژادهاي مختلف در آن زندگي مي كنند. درنده خويي را بر زندگي انساني، بي شرمي را بر حيا و آزرم، و ناپاكي را بر تقوا برتري داده، محيط منحطي به وجود آورده­اند كه روز به روز بر تعداد بيكاران تحصيلكرده، بويژه بلاتكليفان آن افزوده مي شود.[2]



1) (سوره بقره آیه 81)

[2] - البته تصور چنین صحنه­های دردآوری که یادآور شدیم برای کسانی که بویی از دین و دینداری و حقیقت برده و در پرتو تعالیم انبیای الهی، صفحه جانشان را از زنگارهای نخوت و غرور زدوده، دارای فکری فروزنده باشند تربیت­ شدگان فرهنگ غرب، حقایق را در بدو امر وحشت­زا می­بینند و عکس قضیه را پس از بیداری


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴


مشكلي ديگر


  مشكل ديگر، وجود رذائل اخلاقي و مفسده هاي اجتماعي است، كه خانواده ها را در هاضمة خود تحليل مي برد و نيروهاي مذهبي و معنوي و برنامه هاي انسان ساز و الهي نيز ضعيف گشته، مردمش در لجن­زار عصيان و سركشي به سر مي برند و او براي خود راه نجاتي نمي يابد. به همين جهت دست از جنبش و كوشش و حركت بازمي دارد، و هر چه را كه در بساطش موجود است، در همان جا مي­گستراند و با همان منطق هميشگي اش « دمي را خوش باش» و « دنيا كه وفا ندارد » و « زندگي آخرش پوچ و     بي­معني است »، همه چيز را يكسره بر باد مي دهد و نابودي خويش را حتمي مي سازد و موجودي مأيوس و آلوده دامن در پردة زندگي جلوه مي كند، و يا اينكه بر اثر فشارهاي طاقت فرسا از پاي درمي‌آيد و بالاخره به زندگي پرغم و اندوهبارش خاتمه مي دهد.


نویسنده : مبــیــنــا
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴